زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٤
حضرت صلى الله عليه و آله بوده است تا طبق خواست خود بتواند قرآن را تأويل و حكمرانى كنند.
مطالب بعدى كتاب، اين حقيقت را اثبات خواهد كرد.
مجوّز فتوا و نقل حديث وقتى كتابت و نقل حديث پيامبر صلى الله عليه و آله ممنوع شد و ثقل كبير- اهل بيت عليهم السلام- نيز مهجور گرديد، تازه مسلمانان متوجه شدند كه براى انطباق رفتار و كردار خويش با شرع مقدّس، به مرجعى نيازمند هستند تا احكام و مسائل خود را از آن بپرسند. خلفا براى حلّ اين مشكل به دو گروه مجوّز فتوا و نقل حديث صادر نمودند.
الف: حكّام و سياستمداران ب: اشخاصى معيّن از طرف حكّام؛ كه در عصر عمر به ابىهريره، ابوموسى اشعرى، عبدالرّحمن بن عوف و زيد بن ثابت اين اجازه داده شد.
امّا همانطور كه قبلًا پيشبينى مىشد، با گذشت زمان نقل حديث و فتوا به اينها محدود نشد؛ زيرا اين دو طبقه قداستى نداشتند. لذا ديگران هم وارد اين ميدان شدند.
حتى جعل حديث و دروغسازى به جايى رسيد كه بسيارى از زهّاد و عبّاد «قربة الى اللّه» دروغ مىگفتند! «١» همانند «حرب ابن ميمون» كه زاهد و عابد بود ولى حديث جعل مىكرد يا «ابن هيثم طائى» تمام شب را به نماز مىايستاد وقتى كه صبح مىشد جلوس مىكرد و دروغ مىگفت! «٢» بدل سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله با جلوگيرى از نشر سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله، مسلمانان در زمينه معارف و احكام شرعى، به سرگردانى عجيبى مبتلا شدند. خلفاء براى جبران خلأى كه از اين ناحيه در