زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٢
عبدالرّحمن بن عوف مىگويد: به خدا سوگند پيش از آنكه عمر بميرد عبدالله بن حذيفه و ابوالدرداء و ابوذر و عقبة بن عامر را از مناطق مختلف گرد آورد؛ و به ايشان گفت: چرا اين روايات را از پيغمبر در همه جا پخش كردهايد؟ گفتند: ما را از آن منع مىكنى؟ گفت: نه! ولى نزد من بمانيد، به خدا تا زندهام حق نداريد از من فاصله بگيريد. «١» اين سياست در عصر حاكميت زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج١) ١٧٣ علل جعل حديث ص : ١٧٣ بنى اميّه نيز اجراء گرديد. «٢» خلفا به عدم كتابت و نشر حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله قانع نشده از عمل به سنّت نبوى نيز جلوگيرى كردند. چنانكه عمر «خالد جهنى» را بهخاطر نماز خواندن او بعد از نماز عصر تازيانه زد و در پاسخ خالد كه گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله نيز اين نماز را مىخواند و چنين دليل آورد: «لَو لا انّى اخْشى انْ يَتَّخِذَهَا النَّاسُ سُلَّماً الىَ الصَّلاةِ حتَّى الَّليْلِ لَمْ اضْرِبْ فيهِما» «٣» اگر نمىترسيدم كه مردم نماز خواندن را تا شب ادامه دهند به خاطر آنها كتك نمىزدم.
كسانىكه با جمله «حسبنا كتاب الله» كتاب خدا ما را بس است، مانع نوشتن و انتشار احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله شدند، براى قرآن كريم نيز اهميّت چندانى قائل نشدند. بلكه برعكس مردم را از دقّت در معانى قرآن و سؤال از آن نيز بازداشتند. خليفه دوّم شخصاً كسانى را كه از قرآن سؤال مىكردند عقاب مىنمود. و ابن عباس با آن جايگاه بلندى كه در فهم قرآن كريم داشته، در طول يك سال كامل يا دو سالى كه نزد عمر بوده، هرگز جرأت طرح مسايل قرآنى را نيافت. «٤» علل منع نشر حديث در اينجا عبارتى را كه عاملان منع كتابت و نشر حديث گفتهاند از زبان خودشان بازگو و ارزيابى مىنماييم.