زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦١
خواهيد كرد. بهطور مسلّم بعد از شما، مردم به اختلافهاى بزرگترى خواهند افتاد.
بنابراين از رسول خدا هيچ چيز نقل نكنيد هر كس از شما سؤالى كند بگوييد: در ميان ما و شما، قرآن است، حلال آن را حلال بشماريد و حرامش را حرام بدانيد.» «١» ابن سعد در طبقات مىنويسد: «انّ الْاحاديثَ كَثُرَتْ عَلى عَهْدِ عُمَرِ بْنِ الخطَّابِ فَانْشَدَّ النَّاسَ انْ يَأْتُوهُ بِها فَلَمَّا أَتَوْهُ بِها امَرَ بِتَحريقِها» در عصر عمر بن خطاب احاديث (پيامبر صلى الله عليه و آله) فراوان بود. او مردم را قسم داد آنها را نزد او بياورند؛ هنگامىكه احاديث را پيش او آوردند دستور سوزاندن آنها را صادر نمود. «٢» زهرى از عروة بن مسعود نقل مىكند كه چون عمر بن خطاب خواست احاديث را جمعآورى كند، از صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله استفتا كرد. آنها نظر دادند كه اين كار را انجام دهد.
عمر يك ماه درباره آن فكر كرد، سپس روزى گفت: «من خواستم احاديث را جمعآورى [و حفظ] كنم، ولى قومى را بهياد آوردم كه پيش از شما كتابهايى نوشتند و چنان اوقات خود را صرف آن كردند كه كتاب خدا را رها ساختند. من هم به خدا هيچگاه كتاب خدا را به چيزى آلوده نمىسازم.»» اين سياست بهقدرى دقيق اجرا شد كه پس از مدتى نوشتن حديث پيامبر صلى الله عليه و آله عيب شمرده مىشد.
مرحوم سيّد شريفالدين مىنويسد: «روايات درباره ممانعت خليفه دوم از تدوين علم و جلوگيرى از جمعآورى احاديث و اخبار، متواتر است و شيعه و سنّى بهطرق مختلف نقل كردهاند. تا جايىكه وى صحابه را از نوشتن احاديث پيغمبر مطلقاً برحذر داشت. علاوه بر آن، بزرگان ايشان را در مدينه نگاه داشت تا احاديث آن حضرت را در اطراف منتشر نسازند.» «٤»