زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
(اعضاى شورا) قرار دهند؟!)
و در جاى ديگر فرمود:
«بار خداوندا من در برابر قريش و كسانى كه به كمك آنان برخاستهاند از تو استعانت مىجويم و شكايت را پيش تو مىآورم آنها پيوند خويشاوندى مرا قطع كرده مقام و منزلت عظيم مرا كوچك شمردند و در غصب حق و مبارزه با من هماهنگ شدند.» «١» مهجوريت على عليه السلام آثار زيانبارى براى جامعه نوبنياد اسلامى بههمراه داشت. از سويى مردم تازه مسلمان كه شديداً نيازمند تفسير و تبيين معارف الهى بودند. دستشان از على عليه السلام كه دروازه علوم نبوى بود قطع شد. و از سوى ديگر، عدم آشنايى جامعه اسلامى، مخصوصاً مناطقى كه پس از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله جزو حوزه اسلامى محسوب گرديده بود با شخصيّت على عليه السلام، خود موجب بروز مشكلات عديدهاى براى حضرت عليه السلام در زمان خلافتش گرديد و بنىاميّه از همين ناآگاهى مردم استفاده كردند و جنگهاى داخلى را بهوجود آوردند و مانع اصلاحات فرهنگى و اجتماعى او گرويدند.
ابن ابىالحديد مىنويسد:
«دو نفر اوّل على را پايين آورده و عظمت او را از بين برده حرمت او را شكستند بهطورى كه ميان مردم فراموش شد. بعدها اكثر كسانى كه خصايص او را در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله مىشناختند مردند. و كسانى آمدند كه او را جز بهعنوان يكى از مسلمانان عادى نمىشناختند و در نهايت چيزى كه از افتخارات او وجود داشت اين بود كه پسر عمّ رسول خدا، شوهر دختر او و پدر نواده اوست. غير از اينها همه چيز فراموش شد و از سوى قريش كينهاى عليه او شكل گرفت كه نسبت به هيچ كس وجود نداشت.» «٢» ابن ابىالحديد در شرح خطبه ٢٢ از عبدالله بن جناده نقل مىكند كه گفت: روزهاى