زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٥
بيعت نمىشدند. ابوبكر عمر را مأمور كرد، از على عليه السلام و اطرافيانش بيعت بگيرد. او نيز براى اخذ بيعت از هيچ خشونتى خوددارى نكرد. چنانكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«دورهاى براى مردم پيش خواهد آمد كه در آن فرمانروايى جز از راه آدمكشى و زورگويى و برترىجويى بهدست نمىآيد.» «١» ابن ابى الحديد از كتاب «السقيفه» جوهرى داستان بيعت گرفتن از على عليه السلام و يارانش را چنين نقل مىكند:
«ابوبكر به عمر و خالد بن وليد گفت: با هم نزد على عليه السلام و زبير برويد و آنها را به اينجا بياوريد. عمر و خالد به در خانه زهرا عليها السلام آمدند، در خانه، جمعى از اصحاب از جمله مقداد و عدّهاى از بنىهاشم حضور داشتند ... عمر از پشت در گفت: «به خدايى كه جان من در دست اوست بايد براى بيعت بيرون آييد يا خانه را با خود شما آتش مىزنم». «٢» عمر به زور وارد منزل شد و به على عليه السلام گفت: «برخيز و بيعت كن». على عليه السلام بر نخاست و از بيعت امتناع ورزيد، عمر دست على عليه السلام را گرفت و به اجبار از خانه بيرون آورد و به كمك خالد، على عليه السلام و زبير را به طرف مسجد حركت دادند. مردم از هر سو آمدند و اجتماع كردند و تماشا مىنمودند بهطورى كه كوچههاى مدينه پر از جمعيت شد.
فاطمه عليها السلام وقتى اين گونه رفتار از عمر ديد، زنهاى بنىهاشم را اطراف خود جمع نمود و فرياد زد: «اى ابوبكر! چقدر زود بر اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله يورش برديد و جسارت كرديد! سوگند به خدا، من ديگر با عمر سخن نمىگويم تا خداوند را ملاقات كنم!» «٣» مؤلف كتاب بيتالاحزان علاوه بر مطالب فوق مىنويسد: «چون على عليه السلام از بيعت خوددارى كرد، او را به زور بهطرف مسجد حركت دادند. فاطمه عليها السلام مانع بردن على عليه السلام شد، عمر به پسرعمويش قُنْفذ گفت: «با تازيانه فاطمه را بزن» و او دستور را اجرا كرد و با تازيانه به پشت و پهلوى فاطمه زد و به اين نحو توانستند او را از على عليه السلام جدا كنند.» «٤»