زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
الْقَذى وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجى وَ صَبَرْتُ عَلى اخْذِ الْكَظَمِ وَ عَلى امَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ» «١» نگاه كردم و ديدم (براى گرفتن حق خود) ياورى جز خاندان خويش ندارم، به مرگ آنان راضى نشدم، چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با همان گلويى كه گويا استخوانى در آن گير كرده بود (جرعه حوادث) را نوشيدم، با اينكه تحمّل در برابر گرفتگى راه گلو و نوشيدن جرعهاى كه تلختر از حنظل است، كار طاقت فرسايى بود شكيبائى كردم هنگامى كه يكى از فرزندان ابو لهب اشعارى مبنى بر فضيلت و ذىحق بودن على عليه السلام خواند حضرت فرمود:
«سَلامَةُ الدّينِ احَبُّ الَيْنا مِنْ غَيْرِهِ» «٢» سلامت دين را بيش از چيز ديگر دوست دارم.
«لَوْ لا مَخافَةُ الْفُرْقَةِ بَينَ الْمُسْلِمينَ وَ انْ يَعُودَ الْكُفْرَ وَ يَبُورَ الدّينَ لَكُنَّا عَلى غَيْرِ ما كُنَّا لَهُمْ عَلَيْهِ» «٣» اگر ترس اين نبود كه مسلمانان متفرق شوند و دين خدا تضعيف شود (در مقابل خلفاء) غير از اين بودم كه هستم.
و در جاى ديگرى مىفرمايد:
«ديدم صبر بر اين مصيبت برتر است از تفريق وحدت مسلمين و ريخته شدن خون آنها.
چون مردم تازه با اسلام آشنا شده بودند، تفرّق آنها منجر به تضعيف دين مىشد.» «٤» خشونت و ستم ماهيت سقيفه از نگاهى ديگر، خشونت و زورگويى نسبت به اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و ياوران آنها مىباشد. هنگامى كه ابوبكر از قريش و اكثريت قريب به اتّفاق انصار بيعت گرفت نوبت به بنىهاشم رسيد. برخى از آنان كه در خانه على عليه السلام جمع بودند و حاضر به