زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
و زكات را امتثال كنيم؛ همه را از تو پذيرفتيم و قبول كرديم؛ و تو به اينها اكتفا ننمودى تا اينكه بازوى پسر عمت [على عليه السلام] را گرفتى و بلند نمودى و او را بر ما برترى دادى و گفتى «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌ مَولاهُ» آيا اين امر از طرف تو است يا از جانب خداوند؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: قسم به خداوندى كه معبودى جز او نيست اين امر از جانب خداست.
وى پس از شنيدن اين سخن به طرف شتر خود برگشت درحالى كه مىگفت: بار خدايا اگر آنچه محمّد صلى الله عليه و آله مىگويد حق است بر ما سنگى از آسمان ببار. كه ناگهان سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و كشته شد! خداى متعال اين آيه شريفه را در اين حال نازل فرمود: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعْ». «١» بنابراين ماهيت سقيفه بنى ساعده از يك نگاه، همانا حاكميت شرافت قومى و قبيلهاى و كنار گذاشتن معيارهاى اسلامى بود.
حسادت قريش عصبيّت قومى پيامدهاى مختلف و آثار متفاوتى به همراه داشت. يكى از آنها، بُغض و عداوت نسبت به قبايل ديگر و حسادت به فضايل آنها مىباشد. كه در سقيفه بنىساعده بهوضوح ديده مىشود. و اين روحيه معمولًا انسان را از حق باز مىدارد و موجب ظلم به ديگران مىگردد، چنانكه در سقيفه اتّفاق افتاد. زبير بن بكّار از ابن اسحاق چنين نقل مىكند:
«وقتى با ابوبكر بيعت شد؛ قبيله تيم افتخار مىكردند؛ و مىگفتند در سقيفه كسى از حق على سخن نگفت و همه خلافت ابوبكر را پذيرفتند و فضل بن عباس در پاسخ گفت:
اگر خلافت را غصب كرديد و مردم نيز شما را همراهى كردند بخاطر حسادت و كينه آنها نسبت به بنىهاشم و فضايل آنها بوده است.» «٢»