زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢
١- نگرانى انصار از حاكميت قريش و انتقام كشتههاى «بدر» بود چنانكه «حباب بن منذر» گفت: «ما ترس از آن داريم، كسانى از شما بر سر كار آيند كه ما پدران و برادران آنها را در جنگ كشتهايم، ترس از آنكه اين افراد از ما انتقام گيرند.» «١» ٢- ترس هر يك از اوس و خزرج از حاكميت يكديگر و بازگشت كينههاى گذشته.
چنانكه ابوبكر در سقيفه به آنها گفت: «اگر از ميان شما انصار، هر يك از اوس و خزرج خلافت را بگيرند. بخاطر مسائل جاهليت با هم جنگ خواهيد كرد.» «٢» چنانكه ملاحظه مىفرماييد مسايل دوران جاهليت رقابت قومى و قبيلهاى ايفاء كننده نقش اصلى مىباشد.
ب- انصار مىگويند: «مِنَّا اميرٌ وَ مِنْكُم اميرٌ» و سخن ابوبكر كه مىگويد: «مِنَّا الْامَراءُ وَ انْتُمُ الْوُزَراءُ». و همچنين مىگويد: قريش اوْلى و برتر و به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديكترند. آيا اين سخنان قطع نظر از وصايت و خلافت حضرت على عليه السلام، با روح اسلام سازگارى دارد؟! آيا پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام نفرمود هيچ كس بر ديگرى شرافت ندارد مگر به تقوا و عمل صالح؟
بهنظر مىرسد آنچه در سقيفه بنىساعده مورد توجّه مهاجرين و انصار بود، پيشى گرفتن از قبايل ديگر و رقابت قومى و قبيلهاى بوده است. درحالى كه عدّهاى از آنها با اين كه به حقّانيت على عليه السلام اعتقاد داشتند، تلاش مىكردند رهبرى جامعه را به خود اختصاص دهند تا از قبيله رقيب عقب نمانند. و اين همان رجعت به عصبيّت جاهلى است.
چنانكه زبير بن بكار مىنويسد: گرچه عدّه زيادى از مسلمانان به حقانيّت على عليه السلام اعتقاد داشتهاند امّا بهخاطر رقابتهاى قومى هر يك مايل بودهاند رهبر از خودشان باشد. «٣» ج- عدّهاى از قريش كه ابوبكر را همراهىكرده و از او حمايت كردند از افراد معلومالحال عصر جاهلى بودند يعنى از اشراف قريش كه تا آخرين لحظات با پيامبر صلى الله عليه و آله جنگيدند و هنگامى اسلام آوردند كه شمشير حضرت صلى الله عليه و آله بالاى سر آنها بود. و چارهاى جز تظاهر به