زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
كه ثابت بن قيس، خطيب انصار فضايل آنها را بيان كرد ابوبكر پاسخ داد: شما اهل اين فضايل هستيد، و لكن قريش «اوْلى بِمُحَمَّدٍ مِنْكُمْ» است، و اين عمر بن خطاب است كه پيامبر خدا در حق او فرمود: خدايا دين را بهوسيله او عزّت بخش. و اين ابوعبيدة بن جرّاح است كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره او فرمود: امين اين امّت است، «فَبايِعُوا ايِّهُما شِئْتُم»! (با هر يك مىخواهيد بيعت كنيد). امّا آن دو نپذيرفتند و گفتند: سوگند به خدا تو مقدّم بر ما هستى و تو همراه رسولالله صلى الله عليه و آله در غار بودى. و ابوعبيده دستش را در دست ابوبكر گذارد و عمر مدح او را گفت و قريش حاضر در جلسه با او بيعت كردند.
سپس ابوعبيده و عبدالرحمن بن عوف هر يك بهنحوى از مناقب انصار گفتند و آنها را به بيعت با ابوبكر فرا خواندند. «منذر بن ارقم» گفت ما فضل شما را ردّ نمىكنيم امّا اگر على بن ابىطالب عليه السلام در اينجا بود كسى از ما در خلافت او نزاع نمىكرد.
بشير بن سعد اوّلين نفر از انصار بود كه بيعت كرد و اسيد بن حُضير الخزرجى نفر بعدى بود و مردم يكى پس از ديگرى با ابوبكر بيعت كردند، حَتَّى وَطَئُوا سَعْداً (بنحوى كه سعد بن عباده زير دست و پا ماند) و عمر گفت: اقْتُلُوا سَعْداً «١» (سعد را بكشيد.)
بلاذرى علاوه بر مطالب يعقوبى سخنان ابوبكر را اين چنين نقل كرده است: «ما اوّلين مردم در اسلام هستيم و در ميان مسلمانان مسكن ما در مركز است. نسب ما شريفترين است و ما رابطه خويشاوندى نزديكترى با پيامبر داريم ... اعراب هرگز خود را تسليم قبيلهاى جز اين طايفه نخواهند كرد ... بنابراين من دو نفر را به شما پيشنهاد مىكنم: عمر و ابوعبيده جرّاح. «٢» چند نكته مهم الف- چرا انصار بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله بىدرنگ به سقيفه بنىساعده رفتند و مسأله رهبرى را به شور و مشورت گذاشتند؟
در پاسخ اين سؤال دو مطلب قابل توجّه است: