زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩
الف: بقاياى عقايد و سنتهاى جاهلى چنانكه قبلًا گفتيم، اكثر مردم مدينه بعد از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله به آن شهر، ايمان آوردند و عمده مردم مكّه در سال هشتم هجرى (فتح مكّه) اسلام را پذيرفتند. حتى اگر همه اهل مكّه و مدينه با بصيرت نيز به اسلام گرويده باشند (كه چنين نبود بلكه تعدادى از آنان مخصوصاً بنىاميّه خوفاً اسلام را پذيرفتند) ترك عقايد و خلق و خوى جاهلى در مدت كوتاه حيات رسول الله صلى الله عليه و آله، به راحتى صورت نمىپذيرفت. و تحوّل مطلوب در آنها به كمال نمىرسيد. زيرا تحوّلات فكرى و فرهنگى از مقولههاى ديرپا و نيازمند زمان طولانى مىباشد. و از سوى ديگر فرهنگ مردم حجاز بسيار پايين بود و همه آنان آمادگى پذيرش معارف بلند الهى را نداشتند. لذا بازگشت سنن جاهلى بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله امرى غير مترقّبه و دور از انتظار نبود. و ما معتقديم دلبستگى و وابستگى عدّهاى از اعراب به خُلق و خوى جاهلى، نقش زيادى در سقيفه بنىساعده ايفاء نموده است.
ب: توطئه منافقان منافقان كه در مدينه ا زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج١) ١٤٠ حاكميت منطق شرافت قومى و قبيلهاى ص : ١٣٩ جتماع كرده بودند و براى فوت پيامبر صلى الله عليه و آله لحظهشمارى مىكردند با رحلت آن حضرت صلى الله عليه و آله فعّاليّتهاى خود را علناً و آشكارا آغاز نمودند. آنان كه در مقابل منزل پيامبر اجتماع كرده بودند وقتى از رحلت ايشان مطمئن شدند، به سرعت خود را به سقيفه بنىساعده رسانده و برنامهها و توطئههاى خود را به اجرا گذاشتند. آنها در مرحله اول براى رسيدن به هدف خود، از رسوبات روانى و فكرى جاهلى بهره بردند.
على عليه السلام هر دو سبب را در يك كلام عنوان نمود: «زنهار كه اينك دست از رشتهى طاعت كشيدهايد و با احكام جاهليت بر دژ الهى شكاف وارد آوردهايد ... بدانيد كه پس از هجرت ديگر بار به بَدَويّت روى آوردهايد و در پى همبستگى گروه گروه شديد. جز به نام اسلام، وابستهاش نيستيد و از ايمان جز تشريفاتش را نمىشناسيد ... گويى مىخواهيد