زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
«خِمار» مىگويند. «١» از قرآن كريم و كتب تاريخى استفاده مىشود كه در بين اعراب قبل از اسلام، شرب خمر رواج داشته است.
بزرگترين نشانه شيوع اين آفت بين اعراب وجود آيات متعدد در قرآن كريم است كه آن را تحريم نموده؛ و مجازاتهاى قاطعى براى منع اعراب از آن وضع نموده است. «٢» شرب خمر در عصر جاهلى به قدرى فراوان بوده است كه اكثريت افراد جامعه مبتلا به آن بودهاند، و تعداد انگشت شمارى از مردم اين عمل شنيع را بر خود حرام مىدانستند. به همين جهت اسامى اين افراد در كتب مورّخين ضبط شده است.
شهرستانى در ملل و بخل مىنويسد: «از جمله افرادى كه در جاهليّت شراب نمىنوشيدند، صفوان بن اميّه، قيس بن عامر التميمى و عفيف بن معدى كرب الكندى بودهاند.» «٣» علاقه عرب به شراب به حدّى زياد بوده است كه برخى از آنها اسلام را به خاطر اينكه شرب خمر را حرام مىدانست نمىپذيرفتند. چنانكه در حالات «اعشى» مىخوانيم كه چون خبر بعثت را شنيد متمايل به اسلام شد. مىخواست به مدينه بيايد و خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله برسد ولى ابوسفيان به او گفت: محمّد تو را از آنچه عادت دارى و مايه لذّت توست- يعنى قمار و زنا و شراب- باز مىدارد!» اعشى از تصميم خود منصرف شد. «٤» و گاهى افراد آنقدر در شرب خمر افراط مىكردند كه از عضويّت قبيله خلع و طرد مىگرديدند. چنانكه قوم براض بن قيس كنانى وى را از قبيله طرد كرد. «طرفه» در معلّقهاش چنين مىسرايد:
مازالَ تَشْرابى الْخُمُورِ وَ لَذَّتى وَ بَيْعى واتِّفاقى طَريفى وَ مُتْلِدى الى انْ تَخامَتْنى الْعَشيرَةُ كُلُّها وَ افْرِدْتُ افرادَ الْبَعيرِ المُعبّدِ «٥» جاحظ در رسائل خود مىنويسد: «ابوبكر پيش از آنكه اسلام آورد از سران نامور و بلند آوازه بود. مردم مكّه در گرد او جمع مىشدند و به خواندن سرودها مىپرداختند.