زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٣
سخنرانى حضرت عليه السلام در مِنا را متذكر مىشويم.
امام حسين عليه السلام در سخنرانى خود براى افراد متنفذ و دانشمندانى كه در «منا» گرد هم آمده بودند ضمن اينكه آنها را مقصّر اصلى دانست كه زمينه را براى حكومت بنىاميّه فراهم كردهاند، خيانتهاى معاويه را يادآورى نمود. امام عليه السلام معاويه را ديكتاتورى خواند كه از ارزشهاى اسلامى فاصله گرفته است. و فرمود:
«... جريان ادارى كشور و صدور احكام دادگاهى و تصويب برنامههاى كشور بايد بهدست دانشمندان روحانى كه امين حقوق الهى و داناى حلال و حرامند سپرده شود امّا اينك مقامتان را از شما باز گرفته و ربودهاند. اگر شما مردانى بوديد كه بر شكنجه و ناراحتى شكيبا بوديد و در راه خدا حاضر به تحمّل ناگوارى مىشديد مقرّرات براى تصويب پيش شما آورده مىشد و بهدست شما صادر مىگرديد و مرجع كارها بوديد. اما به ستمكاران مجال داديد اين مقام را از شما بستانند، و گذاشتيد حكومتى كه قانوناً مقيّد به شرع است به دست ايشان افتد تا براساس حدس و گمان به حكومت پردازند و طريقه خودكامگى و اقناع شهوت را پيشه سازند. مايه تسلّط آنان بر حكومت، فرار شما از كشته شدن بود و دلبستگيتان به زندگى گريزان دنيا. شما با اين روحيه و رويّه، توده ناتوان را به چنگال اين ستمگران گرفتار كرديد تا يكى بردهوار سركوفته باشد و ديگرى بيچارهوار سرگرم تأمين آب و نانش. حكّام خودسرانه در منجلاب سلطنت غوطهورند و با هوسبازى خويش ننگ و رسوايى بهبار مىآورند، در هر شهر، سخنورى مزدور بر منبر مىرود. خاك وطن زير پايشان پراكنده و دستشان در آن گشاده است. مردم بنده ايشاناند و ناتوان از دفاع خويش.
حاكمى ديكتاتور است و حاكمى ديگر كينهورز و بدخواه و آن ديگرى كوبنده بيچارگان، و فرمانروايى مسلّط كه نه خدا را مىشناسد و نه روز جزا را شگفتا كه جامعه در تصرّف مرد دغلباز و ستمكار است ...!» «١» امام حسين عليه السلام براى هدايت امّت اسلام و مخالفت با انحرافات حزب اموى تلاش