زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٣
بهر حال اين سياست حضرت عليه السلام منافع عدّهاى از اشراف را بهخطر انداخت و لذا در تضعيف حكومت امام عليه السلام به پا خاستند.
ج- تبعيضهاى حقوقى و مالى خلفا مهاجران را برتر از انصار و انصار اوّليه را برتر از ديگر مسلمانان مىدانستند و اموىها، بنىاميّه را بالاتر از بقيّه مسلمانان مىشمردند. و در پرداختهاى مالى و جايگاههاى سياسى، اين موارد را در نظر مىگرفتند. وقتى حضرت امير عليه السلام حكومت را در دست گرفت. تمام امتيازات موهوم را كنار گذاشت. و جايگاههاى سياسى را در اختيار افراد لايق و مؤمن قرار داد. و پرداختهاى مالى را همسان و همگون نمود.
بههمين جهت اشراف و زرداران و زورداران عليه اين سياست حضرت عليه السلام برخاستند و جنگ جمل- اوّلين جنگ داخلى- را پديد آوردند كه پيامدهايى بسيار مخرّب در جهان اسلام بهجاى گذارد.
د- حزب اموى حزب اموى، به سركردگى معاويه، به چند علّت با اسلام و مظهر اسلام يعنى اميرالمؤمنين عليه السلام مخالف بودند:
١- رقابت قومى كه در سه نسل متوالى متراكم شده بود.
٢- كينه شخصى كه نسبت به على عليه السلام داشتند؛ زيرا حضرت عليه السلام برادر و دايى معاويه و سردمداران قريش را در جنگها به هلاكت رسانده بود.
٣- تباين قوانين اسلام با زندگى اجتماعى رؤساى قريش مخصوصاً اموىها.
٤- طينت و مزاج منفعت پرستانه و مادّى حزب اموى كه اسلام و سياست على عليه السلام با آن مخالف بود.
بنابراين اختلاف معاويه با على عليه السلام يك اختلاف عميق بود در ابعاد گوناگون: اختلاف قومى، رقابت سياسى، كينه شخصى، اختلاف در طرز تفكّر، ادراك و احساسات.