زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٩
استوار شدن پايههاى حكومت اسلامى از عزل معاويه خوددارى نمايند؛ امّا على عليه السلام نپذيرفت. «١» و شايستگى او را براى استاندارى شام تأييد نكرد.
به همين جهت معاويه با اعتماد به قدرت نظامى و اقتصادى شام با امام على عليه السلام بيعت نكرد و استاندارى شام را از حضرت عليه السلام طلب كرد.
امام عليه السلام با ردّ تقاضاى معاويه به او نوشت: «يا تسليم شو و بيعت كن و يا آماده جنگ باش». «٢» حضرت امير عليه السلام علاوه بر انتخاب افراد مؤمن و متعهّد براى زمامدارى، تشكيلات ويژهاى براى كنترل و نظارت فعاليّتهاى آنها گماشت و آموزشهاى لازم را نيز در اين زمينه به آنان داد. از ديدگاه على عليه السلام مدير و حكمران جامعه اسلامى مىبايست شرايطى را دارا باشد كه آن شرايط و ويژگىها عبارتند از:
١- خدمتگزار بودن: امام على عليه السلام در نامهاى به عامل آذربايجان نوشت:
«انَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لكِنَّهُ فى عُنُقِكَ امانَةٌ وَ انْتَ مُسْتَرعًى لِمَنْ فَوقَكَ لَيْسَ لَكَ انْ تَفْتَأْتَ فى رَعِيَّةٍ» «٣» مبادا گمان كنى حكومتى كه به تو سپرده شده است يك شكار است كه به چنگ تو افتاده است. خير، امانتى است بر گردنت گذاشته شده است و ما فوق تو از تو رعايت و نگهبانى و حفظ حقوق مردم را مىخواهد درباره رعيت حق ندارى استبداد بهخرج دهى.» دورى از نيرنگ و خدعه: على عليه السلام صداقت در كار و دورى از فريب كارى را از شرايط ديگر رهبرى اسلامى دانست و در مذمّت معاويه فرمود:
«امّا او نيرنگباز و حيلهگر است و براى وصول به رياست و قدرت به هر وسيله نامشروعى چنگ مىزند اگر اين امور زشت و نامشروع نبود من زيركترين مردم بودم!» «٤» ٢- دورى از تشريفات: امام عليه السلام سادگى رهبر و دورى از تشريفات را از ويژگىهاى