زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٧
نظارت، بازرسى، پيگرد، و كيفر كارمندان دولت، راه هرگونه سوء استفاده مالى را بسته بود.
و در نطقى فرمود:
«به خدا اگر شب به جاى بستر بر پشته خار بخوابم و مرا در بند و زنجير كرده به اين سو و آن سو بكشانند برايم خوشتر از آن است كه در روز رستاخيز، در حالى با خدا و پيامبرش روبرو شوم كه به يكى از بندگان خدا ظلم كرده يا چيزى از مال دنيا را غصب كرده ب زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج١) ٣٢٨ پيمان صلح ص : ٣٢٨ اشم. و چرا و چگونه به كسى ستم روا دارم، آنهم براى جسمى كه تار و پودش به سرعت بهسوى پوسيدن پيش مىرود؟! «١» آنگاه پس از بيان برخوردش با برادر بزرگوارش (عقيل)، مىفرمايد:
«عجيبتر از آن اين بود كه يكى (اشعث بن قيس) در خانه ما را زد و ظرف حلواى تر و تازهاى با شيرهاى آورد كه نفرتم را برانگيخت: گويا با زهر مار يا آبِ دهان مار آميختهاند.
از او پرسيدم: انعامى است يا زكاتى، يا صدقهاى كه آن هم براى ما خاندان پيامبر، حرام است؟ گفت: هيچ يك، بلكه هديهاى است. به او گفتم: زنان بچّه مرده بر تو گريه كنند! آيا از طريق آيين خدا وارد شدهاى كه مرا فريب دهى؟ خرد آشفتهاى، يا ديوانه شدهاى. يا ياوه مىگويى؟ به خدا اگر هفت اقليم زمين را با فضايى كه تا افلاك فاصله دارد به من بدهند تا امر خدا را در مورد مورچهاى زير پا گذارم و سبوس گندمى را كه در دهانش حمل مىكند بربايم، نخواهم پذيرفت.» «٢» و در مورد تقسيم بيتالمال و جلوگيرى از حيف و ميل آن اقدامات مؤثرى انجام داد.
مسعودى مىنويسد: «على املاكى را كه عثمان به تملك شخصى عدّهاى از اشراف درآورده بود از تملك آنان خارج كرده به حالت اوّليه بازگردانيد؛ و هر چه در خزانه عمومى بود ميان مردم توزيع كرد و هيچ كس را بر ديگرى ترجيح نداد و به همه سهم مساوى داد.» «٣»