زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٦
دولت به تنى چند از خويشاوندان و دوستان خليفه بخشيده شده بود و اموال زيادى از بيتالمال به طبقه اشراف هبه گرديده بود. امام عليه السلام بسيارى از آنها را به وضع اوّليه و مشروعش برگردانيد «١» و در نطقى صريحاً اعلام فرمود:
«اى مردم، من يكى از شمايم، هر چه من داشته باشم شما نيز داريد و هر وظيفه برعهده شما باشد برعهده من نيز هست. من شما را به راه پيامبر صلى الله عليه و آله مىبرم و هر چه را كه او فرمان داده است، در دل شما رسوخ مىدهم. جز اينكه هر قطاع كه عثمان آنرا به ديگران داد و هر مالى كه از مال خدا عطا كرد بايد به بيتالمال بازگردانيده شود همانا كه هيچ چيز حق را از ميان نمىبرد. هر چند مالى بيابم كه با آن زنى را به همسرى گرفته باشند و كنيزى خريده باشند و مالى كه در شهرها پراكنده باشد، آنها را باز مىگردانم. در عدل گشايش است و كسى كه عدل بر او تنگ باشد ستم بر او تنگتر است.» «٢» طبقه اشراف و توانگر گمان كرد اگر سر به فرمان امام بسپارد، امام عليه السلام از گذشتههاى آنان در مىگذرد. آنان وليد بن عقبه را به نزد امام فرستادند. وليد به امام گفت: «اى ابوالحسن تو به همه ما آسيب رسانيدهاى. ما برادران و همنوعان تو از فرزندان عبد مناف هستيم. امروز ما با تو بيعت مىكنيم. به شرط آنكه از آنچه در ايّام عثمان از اموال (بيتالمال) بهدست آورديم درگذرى و قاتلان او را به قتل برسانى؛ و ما اگر از تو بيمناك گرديم به شام مىپيونديم. «٣» امام عليه السلام در كمال صراحت اعلام كرد: «حق با گذشت زمان كهنه نمىشود و شما بايد اموال را به بيتالمال برگردانيد.» «٤» ب- جلوگيرى از حيف و ميل بيتالمال: امام على عليه السلام شخصاً به اموال بيتالمال دست نمىآلود، و به هيچ كس هم اجازه حيف و ميل آن را نمىداد. با برقرارى يك شبكه