زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١٣
خطبههاى حضرت على عليه السلام در نهجالبلاغه آمده است. گرچه آنچه سيّد رضى قدس سره جمعآورى نموده، تمام خطبههاى حضرت عليه السلام نيست؛ بلكه خطبهها و نامهها و كلماتى است كه به نظر خودش از بلاغت و زيبايى خاصّى برخوردار بوده است، و متأسفانه بسيارى از فرمايشات آن حضرت در دست نيست.
خطبههايى كه سيّد رضى گردآوى نمود. حدوداً ٢٣٦ خطبه مىباشد درحالى كه مسعودى مىگويد: «آنچه مردم از سخنان حضرت امير عليه السلام در حفظ دارند ٤٨٣ خطبه است.» «١» در عين حال اين مقدارى كه سيّد رضى تحت عنوان نهجالبلاغه گرد آورده است.
درياى بيكران معارف اسلامى مىباشد كه اصول دين و اخلاق اسلامى در آن گنجينه بزرگ بهخوبى تبيين شده است.
حضرت امير عليه السلام اصحاب خود را به تدوين و انتشار حديث سفارش كردند و خود نيز مصحفى به يادگار گذاشت.
ب- تربيت شاگردان شايسته: على عليه السلام علاوه بر تبيين معارف اسلامى و سنّت نبوى براى مردم، شاگردانى لايق و شايسته نيز تربيت كرد و معارف دين را به آنها آموخت. و بعضى از آنها را براى تبليغ آن معارف، به شهرها و ولايتهاى ديگر فرستاد، اينان سنگ زيربناى فرهنگ تشيع شدند؛ كه از جمله آنها، ابن عباس، كميل بن زياد، مالك اشتر، ميثم تمّار، ابوالاسود دئلى، رشيد هجرى، حجر بن عدى ... مىباشند.
٢- اصلاحات حقوقى يكىاز انحرافاتِ بهوجود آمده در عصر خلفا، احياى تعصّبات قومى و نژادى و از بين رفتن مساوات اسلامى بود كه باعث ظلم و فساد در روابط اجتماعى شده بود. خلفا بر خلاف سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و نصّ قرآن كريم، قريش را بر ديگر عربها مقدّم داشتند و عرب را بر عجم برترى بخشيدند. اموىها قبيله خودشان را برتر و بالاتر از همه مسلمانان