زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٢
انتظار نمىرفت واقع شد: حق ما را غصب كردند و ما در رديف توده بازارى قرار گرفتيم.
چشمهايى از ما گريست و ناراحتى بهوجود آمد. و اگر ترس اين نبود كه مسلمانان متفرّق شوند و دين خدا تضعيف شود (در مقابل خلفاء) غير از اين بوديم.» «١» و در جواب ابوسفيان آنگاه كه ظاهراً به قصد حمايت مىخواست با حضرت عليه السلام بيعت كند.
فرمود:
«درياى فتنه را با كشتىهاى نجات بشكافيد از راه خلاف و تفرقه دورى گزينيد.» «٢» راهنمايى خلفاء در امور فكرى و علمى امام عليه السلام گرچه حضور فعّال در جريانات سياسى و جنگهاى زمان خلفا نداشت امّا از جهت فكرى و علمى آنها را يارى مىداد. مخصوصاً در بيان احكام الهى درباره قضاوت و مباحثات دينى با اهل كتاب نقش مؤثر داشت.
يقيناً بررسى تفصيلى اين مطلب و ذكر همه موارد عينى آن مجال ديگرى مىطلبد.
لكن براى اينكه آنچه گفته شد صرف ادّعا نباشد مواردى را متذكّر مىشويم.
نهى عمر از رفتن به ميدان جنگ وقتى عمر در مورد رفتن به جنگ با روم با حضرت امير عليه السلام مشورت كرد. امام عليه السلام بهخوبى او را راهنمايى كرد و فرمود:
«... ولى تو اگر شخصاً بهسوى دشمن حركت كنى و مغلوب گردى براى شهرهاى دوردست مسلمانان پناهى نمىماند. (اگر تو در ميدان جنگ كشته شدى پيش از آن كه مردم با ديگرى بيعت كنند) كسى نيست كه به او مراجعه كنند. پس مرد جنگ آزمودهاى را بهسوى آنها بفرست و گروهى كه مشكلات و سختىهاى جنگها را ديدهاند و خيرخواه