زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٥
شمرده ناروا ساختهاند. من در اين ميان از هر كس سزاوارتر به مبارزه دگرگون كننده و مخالفت آميزم ...» «١» همانطور كه از سخنان امام حسين عليه السلام برمىآيد معاويه تمام معيارهاى دينى را درباره رهبر و زمامدار جهان اسلام، به بوته فراموشى سپرد و براساس قانون جاهليت فرزندش يزيد را بعنوان جانشين خود معرّفى كرد. «٢» شرك و كفر يزيد يزيد بن معاويه برخلاف پدرش كه خود را مسلمان وانمود مىكرد پرده از روى چهره پرتزوير و كفر آلود بنىاميّه بر داشت و هدف اصلى خاندان بنىاميّه از حكومت را آشكار ساخت. يزيد كه در فكر خام خود كار دينداران و اسلام را تمام شده تلقّى مىكرد يكسره به فكر شراب و عيّاشى بود. در جريان كربلا، آشكارا از شكست كفّار قريش در برابر مسلمانان در جنگ بدر اظهار تأثر و اندوه نمود و كشتن فرزندان پيغمبر و خاندان وحى را بهحساب انتقام از پيامبر صلى الله عليه و آله عنوان كرد و آرزو كرد اجداد و پدران وى بودند و شهادت فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله را مىديدند و به او مىگفتند اى يزيد دست تو شَل مباد و در پايان گفت: بنىهاشم با ملك و قدرت بازى كردند. پس بايد دانست نه خبرى آمده و نه وحيى نازل گرديده است. «٣» از شواهد ديگرى كه بر كفر يزيد دلالت مىكند، قصيدهاى است كه ابن جوزى از وى نقل كرده است؛ يزيد قصيده را چنين سروده است: اى عَليّه «٤» نزد من بيا و مرا شراب