زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٤
يعقوبى مىنويسد: «در سال چهل و نه هجرى معاويه عدّه زيادى از مسلمانان را براى جنگ بهسوى روم فرستاد و سفيان بن عوف را فرمانده آنان قرار داد و به يزيد فرزند خود گفت: با آنها در جنگ شركت كن. يزيد كوتاهى كرد و تمارض نمود، لذا معاويه او را معذور داشت. اتفاقاً در آن جنگ مسلمانان به گرسنگى، تب و سينه درد شديدى مبتلا شدند. هنگامىكه اين خبر به يزيد رسيد، وى در «ديرمرّان» با يكى از معشوقههايش معروف به ام كلثوم به عيّاشى سرگرم بود. در آنجا اين اشعار را سرود: «مرا باك نيست اگر مسلمانان گرفتار تب و سينه درد شدهاند درحالى كه در دَير مرّان بر بالشها تكيه زدهام و ام كلثوم نزد من است!» «١» همّت و دورنماى فكرى زمامدار اموى اين است كه اگر كنار معشوقهاش بود هيچ غمى ندارد. حتى اگر مسلمانان در منطقه جنگى گرفتار شديدترين عذاب و شكنجه باشند! امام حسين عليه السلام يزيد را فردى ستمكار و منحرف معرّفى كرد كه هيچگونه صلاحيت و شايستگى براى خلافت در او وجود ندارد و سكوت در برابر او را ناروا و غير قابل قبول خواند و فرمود:
«... مردم! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس قدرت حاكمه منحرف و ستمكارى را ببيند كه آنچه را خدا حرام دانسته حلال و روا مىداند، تعهداتى را كه در برابر خدا سپرده شده است نقض مىكند، مخالف سنّت و رويه پيامبر صلى الله عليه و آله رفتار مىكند و سياستش نسبت به بندگان خدا گناهكارانه و تجاوزكارانه است؛ و با اينهمه نه عملًا و نه از راه تبليغات بر آن نشورد، سزاوار است كه خدا او را به سرنوشت و كيفر صاحب آن قدرت حاكمه دچار گرداند. آگاه باشيد! اينك هيأت حاكمه سر به فرمان شيطان فرود آورده و فرمان خداى رحمان را فرو گذاشتهاند، درآمد عمومى را به انحصار خويش درآورده و در مصرف آن راه تبعيض را مىپيمايند آنچه را خدا حرام شمرده روا گردانيدهاند و آنچه را حلال و روا