زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٨
سنّت پيامبر را ترك كرده و فرمان او را عمداً مخالفت كردى و بدون هدايت الهى بهدنبال هواى خود رفتى، آنگاه زياد را به بصره و كوفه مسلّط كردى درحالى كه او دستهاى مسلمين را قطع كرده، چمشان آنها را نابينا و آنها را به شاخههاى نخل آويزان مىساخت.
آيا تو قاتل آن دو حضرمى نيستى! كسانى كه زياد به تو نوشت آنها بر «دين على» هستند و تو به او نوشتى كه هر كس بر دين و رأى على است بكش!» او نيز به فرمان تو آنها را كشت و مثله كرد، درحالى كه دين على همان دين محمّد صلى الله عليه و آله است، كسى كه پدر تو با او مبارزه مىكرد؛ دينى كه باعث نشستن تو در جايگاه او شده و اگر اين دين نبود بهترين فضيلت تو تحمّل مشقت بار سفر زمستانى و تابستانى براى بهدست آوردن خَمْر بود من براى خود و دين خود چيزى بالاتر از جهاد با تو نمىدانم اگر آن را انجام دهم كه بهواسطه آن نزديك به پروردگار شدهام و اگر انجام ندهم گناهى است كه بايد از كوتاهى در آن از خداوند طلب مغفرت نمايم ... اى معاويه بشارت باد تو را به قصاص، به روز قيامت! يقين كن و بدان براى خداى كتابى است كه هيچ گناه كوچك و بزرگى نيست مگر اين كه در آن ثبت مىشود خداوند تو را به خاطر اينكه با گمان بد به مردم، آنها را گرفته با شبهه و تهمت به قتل مىرسانى و مردم را وادار به بيعت براى فرزند سفيه شراب خوار، سگباز خود مىكنى- آرى خداوند بدين جهات- تو را فراموش نمىكند، من براى تو جز اين نمىگويم كه تو در حق خود خسران كرده، دينت را ضايع، و امانتى كه در دستت دارى مورد سوء استفاده قرار داده و رعيت خود را گول زده و جايگاهت را پر از آتش مىكنى ...» «١»