زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٩
چنين است هر جنايتى كه مىخواهى بكن!» «١» على عليه السلام در نامه ديگرى به عدم شايستگى بنىاميّه براى زمامدارى اشاره مىكند و بهانه قرار دادن خونخواهى عثمان را به او يادآور مىشود.
اى معاويه! شما (بنىاميه) چه وقت لياقت فرمانروايى و حكمرانى بر مردم داشتيد و كى مىتوانستيد زمامدار مسلمانان باشيد درحالى كه نه سابقه خوبى داريد و نه هيچ فضيلت و بزرگوارى براى شما به ثبت رسيده است به خدا پناه مىبريم از گرفتارى به بدبختى و شقاوتِ ديرين! و من به تو اخطار مىكنم از غوطهور شدن در فريب آرزوها و دوگونه بودن ظاهر و باطنت. ... خيال كردى براى انتقام خون عثمان آمدهاى؟ درحالى كه مىدانى خون او كجا [و بهدست چه كسى] ريخته شده. اگر راستى طالب خون او هستى از همانجا كه مىدانى طلب كن گويا تو را مىبينم كه آن چنان از رويارويى در جنگ ضجه و ناله مىكنى كه شتران زير بارهاى سنگين! و تو را مشاهده مىكنم كه با جمعيّت خود از ضربات پى در پى و فرمان حتمى شكست، و كشتگانى كه پشت سر هم بهروى زمين مىافتند ناله و فرياد برآوردهاى، و مرا به كتاب خدا دعوت مىكنى درحالى كه جمعيّت تو كافر و منكرند، يا از جاده حق بركنارند. «٢» در همان آغاز به خلافت رسيدن امام على عليه السلام نيز معاويه در نامهاى به على عليه السلام حكومت شام را طلب كرده بود. امّا امام عليه السلام در پاسخ نوشت: «امّا اينكه خواستهاى شام را به تو واگذارم (آگاه باش) من چيزى را كه ديروز از تو منع كردم امروز به تو نخواهم بخشيد و امّا اينكه نوشتهاى جنگ همه عرب را جز اندكى، به كام خود فرو برده بدان آن كسى كه بر حق بوده جايگاهش بهشت است و آن كسى كه به راه باطل (در كام جنگ فرو رفته) در آتش است! «٣» بهر حال آنچه مسلّم است اين است كه معاويه با بهانه قرار دادن خونخواهى عثمان