زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٧
دعوت نمودهايم، آنها نيز بهظاهر، اين دعوت را پذيرفتهاند، بنابراين جايز نيست از در مكر و غدر وارد شويم و يا نسبت به آنها بدى روا بداريم.» يزيد بن مهلب گفت: واى بر شما چگونه تصديق مىكنيد كه بنىاميّه به كتاب خدا و روش پيامبر عمل مىكنند با آنكه از روز اوّل آيين خدا را زير پا گذاشتهاند ...؟
مرجئه گفتند، ما با آنها جنگ نخواهيم كرد مگر آنكه عقايد خود را نزد ما انكار كنند.» «١» جبرگرايى: از انديشههايى كه مورد حمايت و تأييد بنىاميّه و در خدمت آنها قرار گرفت تفكّر و انديشه «جبرگرايى» بود. ابو على جبائى مىگويد: «اوّلين كسى كه از انديشه جبر طرفدارى كرد معاويه بود او همه كارهاى خود را به قضا و قدر الهى مستند مىساخت و بدين وسيله در برابر مخالفان عذرخواهى مىكرد. و پس از وى اين انديشه در ميان زمامداران اموى رواج يافت.» «٢» به نقل ابن قتيبه دينورى، هنگامىكه معاويه با تهديد و تطميع، گروهى از مهاجران و انصار را به بيعت با يزيد وادار نمود مورد اعتراض عايشه قرار گرفت. وى در پاسخ گفت:
خلافت يزيد تقدير الهى است؛ «انَّ امْرَ يَزيدٍ قَضاءٌ مِن القَضاءِ»، معاويه در پاسخ عبدالله بن عمر نيز به همين اصل استناد كرد. «٣» بنىاميّه با ترويج اين طرز تفكّر جنايتها و كارهاى خلاف خودشان را براى عوام مردم بهراحتى توجيه مىكردند. بهعنوان مثال وقتى عبدالله بن مطيع عدوى، عمر سعد را بهخاطر اينكه حكومت رى را بر كشتن امام حسين عليه السلام ترجيح داده مورد ملامت قرار داد، او در پاسخ گفت: اين كار تقدير الهى بوده است. «٤» و هنگامى كه مردمى از جور و ستم امويان به آنها معترض بودند و از انحصارطلبى و رفاهزدگى آنها به ستوه آمده بودند و از فقر و تهىدستى مردم زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج١) ٢٧٢ انحراف آشكار در خلافت اسلامى ص : ٢٧٢ انتقاد نمودند پاسخى كه دريافتند اين بود كه: «آنچه مىگذرد تقدير است». آنگاه به آيه ذيل استناد كردند كه «وَ انْ