زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٤
اين بدعت زشت معاويه، تا چهل سال ادامه داشت و خطبا و گويندگان، على عليه السلام را سبّ مىكردند. تا اينكه عمر بن عبدالعزيز از انجام اين عمل در خطبهها و منابر جلوگيرى نمود. «١» معاويه با دادن مال و ثروت به افرادى مثل ابوهريره، عمرو بن العاص، مغيرة بن شعبه، عروة بن زبير، آنها را وامىداشت تا فضايلى كه از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام نقل شده به ديگران نسبت دهند. مثلًا به سمرة ابن جندب گفت كه در مقابل هزار درهم، روايت كند كه آيه شريفه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فى قَلْبِه وَ هُوَ الَّدُ الْخِصامِ» «٢» درباره على عليه السلام است (!) و آيه شريفه «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ» «٣» درباره ابن ملجم است (!) اما سمره قبول نكرد.
معاويه ميزان مبلغ را بالا برد تا سرانجام حاضر شد در مقابل چهار هزار درهم چنين روايتى را جعل كند. «٤» او همچنين مىنويسد: «معاويه در اثر كينهاى كه نسبت به على عليه السلام داشت اجازه نمىداد به اسمش يا كنيهاش او را صدا بزنند و لعن بر على عليه السلام را واجب دانست و برخلاف دستور خداى متعال عمل كرد كه فرمود: «انَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْاحْسانِ وَ ايْتاءِ ذِى الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْىِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» «٥» دليل سبّ على عليه السلام: معاويه انتظار داشت با رحلت على عليه السلام نفوذ او در دلها و جايگاهش در بين مردم نيز از بين برود و تمام شود. امّا برخلاف انتظارش، على عليه السلام بهصورت يك الگوى عالى اسلامى باقى ماند. لذا معاويه از اين امر بسيار ناراحت بود.
چنانكه به اعمالى خارج از تعادل دست مىزد. وى جهت مقابله با شخصيت و نام