زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٩
درحالى كه نام اين مرد، فرزند ابوكبشه (مقصود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است، و اين لقبى است كه كفّار قريش به طعنه به آن حضرت داده بودند) «١» را هر روز پنج بار در سراسر جهان اسلام به فرياد بانگ مىزنند و به بزرگى ياد مىكنند: «اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»! تو فكر مىكنى چه عملى در چنين شرايطى باقى خواهد ماند؟ و چه نام نيكى پايدار است، اى بى مادر؟
نه، بهخداى سوگند آرام نخواهم نشست مگر اين كه نام او را دفن كنم؛ و اين ذكر و ياد را به خاك سپارم!» «٢» معاويه به سوگند خويش وفادار ماند، و نهايت كوشش خويش را در راه انجام آن بهكار برد .. احاديثى كه به دستور او درباره پيامبر صلى الله عليه و آله جعل شد. حضرت صلى الله عليه و آله را از حدّ يك انسان معمولى نيز پايينتر آورد. لذا متفكّرانى همانند دكتر صالح وردانى يكى از علل گرايش خود به مكتب تشيّع و دور شدن از اهل سنّت را تصوير نامطلوب اهل سنت و جماعت از پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر مىكنند. او مىگويد شخصيتى كه اهل سنّت از رسول خدا صلى الله عليه و آله ارائه كردهاند به هيچ وجه قابليت عشقورزى و پيروى نيست و مواردى را بعنوان نمونه ذكر كردهاند. ما نيز برخى از آنها را از منابع معتبر به اختصار متذكّر مىشويم.
نمونههايى از احاديث مجعول بخارى در كتاب صحيح خود روايتى از امالمؤمنين عايشه درباره پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است: «دو كنيزك [يا دو دخترك] آوازهخوان در خانه من، شعرهايى از عصر جاهليت و جنگهاى آن به آواز مىخواندند. در اين حال پيامبر وارد شده و بدون هيچ عكسالعملى به روى بستر خويش دراز كشيد.
در اين هنگام ابوبكر وارد شد، و به محض برخورد به آوازهخوان با شدّت و تندى به