زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٣
بهره چندانى نداشتند خريدارى نمايد و مزدورانى را كه سراپا مطيع او بودند به خدمت بگيرد. لشكرى كه معاويه آن را به وجود آورد نزديك ٨٣ سال يعنى، در تمامى مدت حكومت اموى به منزله ستون فقرات اين حكومت محسوب مىشود. و بهعنوان نيروى سركوبگرى به شمار مىآمد كه از هيچ جنايتى باك نداشت.
بسيارى از تبهكاران و منافقان زمان پيامبر صلى الله عليه و آله در سپاه معاويه بودند. چنانكه عقيل در پاسخ معاويه كه از چگونگى سپاه خود و على عليه السلام پرسيده بود گفت: «به خدا سوگند، آنگاه كه بر لشكرگاه برادرم گذشتم ديدم شبى چون شب رسول خدا صلى الله عليه و آله و روزى چون روز آن حضرت صلى الله عليه و آله دارند، با اين تفاوت كه فقط رسول خدا صلى الله عليه و آله ميان آنان نيست؛ من كسى جز نمازگزار نديدم و آوايى جز بانگ تلاوت قرآن نشنيدم. و چون به لشكرگاه تو گذشتم گروهى از منافقان و از آنانى كه مىخواستند شتر پيامبر صلى الله عليه و آله را در شب عقبه رم دهند از من استقبال كردند!» سپس عقيل از معاويه پرسيد: اين شخص كه در سمت راست تو نشسته كيست؟ معاويه گفت: اين عمرو عاص است. عقيل گفت: اين همان كسى است كه چون متولد شد شش نفر مدعى پدرى او شدند ...! اين ديگرى كيست؟
معاويه گفت: ضحّاك بن قيس فهرى است. عقيل گفت: آرى به خدا سوگند پدرش [خيلى] خوب بهاىِ نطفه بزهاى نر را مىگرفت. اين ديگرى كيست؟ معاويه گفت:
ابوموسى اشعرى است. عقيل جواب داد: اين پسر آن دزد نابكار است.» «١» بههر حال آنچه مسلّم است اين است كه معاويه با استفاده از امكانات مالى و تعصّب قبيلهاى سپاه مجهّزى پديد آورد كه در اقتدار بنىاميّه مؤثّر بوده است.
مجموع عوامل مذكور موجبات حاكميّت بنىاميّه را پديد آوردند. امويان پس از بهدست آوردن خلافت، تمام تلاش خود را در جهت مبارزه با دين و اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و بهرهبردارى از تمتّعات مادّى بهكار گرفتند و بسيارى از احكام الهى را زير پا نهادند.