زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٦
سخن خواهد رفت امّا اجمال مطلب اين است كه او تربيتش تربيت مسيحى بود؛ و با مسيحيت بيش از اسلام آشنا بود. و فرزندش خالد را نيز به مسيحيان سپرد. و هرگز با آنها جنگ نكرد. «١» عقّاد مىگويد: «يزيد جوان بدخويى بود كه شب و روزش را در ميگسارى و اشتغال به تار مىگذراند و از مجلس زنها و نُدَمايش برنمىخاست مگر براى شكار و روزهايى را در شكار بىاطّلاع از جريان امور كشور سر مىكرد.» «٢» همچنين مىگويد: «علاقه شديد يزيد به شعر، او را به ميگسارى و معاشرت با شعراء و ندماء راغب كرده بود ... توجّه او به تربيت يوزها و بوزينگان او را در عداد و همرديف صاحبان يوز و بوزينه قرار داد. يزيد بوزينهاى داشت كه آن را ابوقيس مىخواند، و لباس حرير به آن مىپوشاند و آن را به طلا و نقره زينت مىنمود و در مجالس شراب حاضر مىساخت و در مسابقات اسبدوانى بر الاغى سوارش مىكرد و تحريص مىنمود تا مسابقه را از اسبها ببرد. او حتى در مدينةالرّسول نيز از ميگسارى، و گناه خوددارى نمىكرد.» «٣» بلاذرى مىنويسد: «يزيد آدم فوقالعاده خودسر، بىتدبير و بوالهوس بود بهطورى كه هوس هر كارى را مىكرد حتماً آن را انجام مىداد.» «٤» و مسعودى مىگويد: «يزيد صاحب طرب، و بازها و سگهاى شكارى و بوزينهها و يوزها و مجالس شراب بود.» «٥» اگر درباره يزيد بن معاويه هيچ مطلبى نداشتيم به جز كلام نورانى امام حسين عليه السلام كه فرمود: «وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامِ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيد» «٦» . در معرّفى او كفايت مىكرد.