زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٤
اين برادرت عتبه جلودارش بود پيغمبر صلى الله عليه و آله شما را مشاهده فرمود و لب به اين نفرين گشود: خداوندا، سوار و جلودار و راننده را لعنت كن و از رحمت خود دور بدار.» «١» و على عليه السلام در جواب نامه معاويه كه درباره امتيازات مهاجران و طبقات آنها مطالبى آمده بود نوشت:
«وَ ما لِلطُّلَقاءِ وَ ابْناءِ الطُّلَقاءِ وَالَّتمْييزَ بَيْنَ الْمُهاجِرين الْاوَّلينَ وَ تَرْتيبَ دَرَجاتِهِمْ» «٢» اسيران آزاد شده كفّار جاهليّت و فرزندانشان را با امتيازات بين مهاجران نخستين و درجاتشان چه نسبت؟ هيهات خود را در صفى قرار مىدهى كه از آن بيگانهاى.
و امام حسن عليه السلام درباره معاويه خطاب به او فرمود: «اى معاويه آيا شعرى را كه به پدرت نوشتى (در آن زمان كه او مىخواست اسلام بياورد) فراموش كردى؟ شعرت اين بود:
اى صخر (نام ابوسفيان) مبادا روزى اسلام را قبول كنى كه ما را رسوا و بىآبرو خواهى كرد! آنهم بعد از اينكه تعدادى از ما در جنگ بدر قطعه قطعه شدند. آنها دايى و عموى من و عموى مادرم بودند و حنظله نيك نام كه با كشته شدن خود بيخوابى شب را براى ما به ارمغان آورد ... سپس امام عليه السلام فرمود: آنچه از سوابق ننگين تو پوشاندم بزرگتر از مقدارى است كه آشكار ساختم. «٣» معاويه همانند پدرش شرب خمر مىكرد «٤» و معاصى كبيره مرتكب مىشد. با حاكميت بيست ساله او جهان اسلام خسارات زيادى ديد. احكام اسلام دگرگون؛ و بدعتها فراوان گرديد.
معاويه از اينكه نام ابوبكر، عمر و عثمان برده نمىشد و در شبانهروز پنج بار نام مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله در اذان ذكر مىشد. شديداً متأثّر بود و مىگفت: به خدا سوگند از