زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢١
پرسشكنندگان سر در پيش افكنده و به حيرت فرو روند ... فتنهها آنگاه كه رو آورند با حق مشتبه مىشوند ... آگاه باشيد ترسناكترين فتنهها از نظر من فتنه بنىاميّه است؛ فتنهاى است كور، و ظلمانى كه حكومتش همه جا را فرا گيرد، و بلاى آن مخصوص نيكوكاران است ...
به خدا سوگند، بنىاميّه بعد از من براى شما زمامداران بدى خواهند بود، آنها همانند شتر بدخويى هستند كه صاحب خود را دندان مىگيرد، و با دستش بر سر او مىكوبد و با پا وى را دور مىكند، و از شير خود آنها را منع مىنمايد ... شكنجههاى آنها بر شما طولانى خواهد بود ... فتنههاى آنها پشت سر يكديگر با قيافه زشت و ترسناك بر شما فرو مىبارد، نه راهنمايى در آن خواهد بود و نه پرچم نجاتى در لابلاى آن به چشم مىخورد و رهبرى شما را در آن زمان ما بهعهده نخواهيم داشت ... در آن هنگام قريش دوست دارد آنچه در دنياست از دست بدهد تا يك بار ديگر مرا ببيند. گرچه لحظاتى كوتاه به اندازه كشتن شترى باشد، تا به اصرار از آنها چيزى بپذيرم كه امروز پارهاى از آن را مىخواهم و نمىدهند.» «١» و همچنين فرمود:
«اى مردم! بهزودى زمانى مىرسد كه اسلام همانند ظرفى كه واژگون شود و آنچه در آن است بريزد، واژگون گردد (و مردم حقايق آن را به كلّى فراموش كنند.» «٢» اين بحث در زمينههاى سياسى قيام امام حسين عليه السلام بطور مفصّل مطرح خواهد شد لذا ما در اينجا به همين مقدار بسنده مىكنيم.
خاندان ابوسفيان درباره برخى از چهرههاى سياسى بنىاميّه قبلًا مطالبى مطرح شد. آنها حدود بيست سال با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جنگيدند و زمانى ايمان آوردند كه شمشير پيامبر صلى الله عليه و آله بالاى سر آنها قرار داشت و هيچ چارهاى براى نجات جانشان جز پذيرش اسلام نداشتند. ابوسفيان در بدر، از سران مشركين، و در احد و خندق سردار لشكر و زعيم سپاه كفر بود.