زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١
قيام سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام بهعنوان بزرگترين حادثه تاريخ اسلام، بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله؛ و بهعنوان يك انقلاب بزرگ اجتماعى، از حوادث نوع دوّم بهشمار مىرود.
ما معتقديم آنچه بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله در سقيفه بنىساعده رخ داد، ريشه در حوادث عصر رسالت داشت و آنها نيز به نوبه خود در حوادث قبل از اسلام ريشه مىگرفت؛ و حادثه عاشورا يكى از پيامدهاى تلخ سقيفه بنىساعده است. چنانكه مهيار ديلمى در غديريّه خود مىگويد:
اضالِيْلَ ساقَتْ مُصابَ الْحُسَيْن عليه السلام وَ ما قَبلَ ذاكَ وَ ما قَدْ تَلا فَيَومَ السَّقيفَةِ يَابْنَ النَّبِىِّ طَرَّقَ يَوْمُكَ فى كَربَلا وَ غَصْبُ ابيكَ عَلى حَقِّهِ وَ امِّكَ حَسَّنَ انْ تُقْتَلا «١» و ابوذر غفارى در كنار كعبه فرمود: «اگر ولايت و امامت كسى را كه خداى سبحان او را مقدّم داشت مىپذيرفتيد؛ وَلىّ خدا محروم و درمانده نمىماند و هيچ واجبى از واجبات الهى ضايع نمىگرديد.» «٢» چنان كه ابن عباس به مردم بصره گفت: «اى امّتى كه در دين خود سرگردان شدهايد توجّه كنيد! اگر آن كس را كه خدا مقدّم داشته بود پيش انداخته، و آن كس را كه خداوند واپس زده عقب مىرانديد، و وراثت و ولايت را در همان جايگاهى كه خداوند قرار داده مىنهاديد، هيچ نقصانى در ترتيب آنچه خداوند مقرّر فرموده بود پديد نمىآمد و دوستى از دوستان خدا فقير نمىگشت و [حتى] دو نفر در حكم خدا با هم اختلاف نمىكردند و هرگز افراد امّت درباره چيزى از كتاب خدا با هم درگير نمىشدند! پس بچشيد پيامد اين تفريط و كوتاهى خود را كه به دست خويش انجام داديد.»