زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٠
شروع مىكرد.
بنابراين حفظ و انتشار احاديث رسول خدا صلى الله عليه و آله به دستور خود حضرت صلى الله عليه و آله صورت مىگرفت و اصحاب ملتزم به حفظ و نشر آن بودند و بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله نيز على عليه السلام و شيعيان او در تدوين و انتشار سنّت رسول خدا كوشا بودند. گواه اين سخن، كثرت احاديث نبوى بعد از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه خليفه دوّم دستور داد آنها را جمعآورى كردند و آتش زدند. «١» منع كتابت و نشر حديث عدّهاى از مسلمانان كه عمدتاً از قريش بودند، در عصر رسالت نيز به منع كتابت حديث گرايش داشتند. آنها در توجيه كار خويش؛ و تخطئه كسانىكه كلمات پيامبر صلى الله عليه و آله را تدوين مىكردند، مىگفتند: پيامبر صلى الله عليه و آله همانند ما انسان و داراى حالات متفاوت است.
بههمين جهت ممكن است كلماتى از او صادر شود كه مطابق حقّ و واقع نباشد.
وقتى حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين سخن قريش را شنيد، مجدّداً دستور داد هر سخنى كه از او مىشنوند بنويسند زيرا جز حق به زبانش جارى نمىشود. «٢» عدم ايمان واقعى برخى از مسلمانان و حسادت آنها نسبت به كمالات حضرت صلى الله عليه و آله، دليل ديگر اين گرايش غلط در عصر رسالت بوده است. «٣» اين گرايش با سلطه قريش بر حكومت تقويت شد. حكّام مصلحت خودشان را در جلوگيرى از نقل، كتابت و عمل به سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله ديدند. ذهبى كه از دانشمندان بزرگ اهل سنّت است، چنين نقل مىكند:
«پس از آنكه ابوبكر به حكومت رسيد، مسلمانان و صحابه را جمع كرد، و گفت: شما از پيامبر حديث نقل مىكنيد، و البته در اين مورد با يكديگر اختلافهايى داريد و پيدا