زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٢
و پيغمبر صلى الله عليه و آله درباره آنها تصريح كرده است و آنان كمالات نبوى را به ارث بردهاند.» «١» همچنانكه در مسأله نبوّت، مقايسه كردن افراد ديگر با پيغمبر صلى الله عليه و آله غلط است در مسأله خلافت و امامت نيز با وجود افرادى در اين سطح از دانش و بينش، سخن گفتن از ديگران بيهوده است:
«نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبَوَّةِ وَ مَحَطُّ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلائِكَةِ وَ مَعادِنُ الْعِلْمِ وَ يَنابيعُ الحُكْم» «٢» ما درخت نبوّت و فرودگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان و معدنهاى علوم و سرچشمههاى حكمتهاييم.
«كجا هستند آنانكه ادّعا مىكردند راسخان در علمند نه ما؟ (و اين ادّعا را از طريق دروغ و ستم بر ما عنوان مىكردند) كجا هستند تا ببينند كه خداوند ما را برترى داد و آنان را پست و خوار ساخت؛ به ما عطا كرد و آنها را محروم؛ ما را در حريم نعمت خويش داخل، و آنان را خارج نموده است بوسيله ما درخواست هدايت مىشود و از منبع وجود ما نابينايان خواستار روشنايى مىگردند» «٣».
«نَحْنُ الشِّعارُ وَالْاصْحابُ وَالْخَزَنَةُ وَالْابْوابُ وَ لا تُؤْتَى الْبُيُوتُ الَّا مِنْ ابْوابِها؛ فَمَنْ اتاها مِنْ غَيرِ ابْوابِها سُمِّىَ سارِقاً» «٤» جامه زيرين و ياران واقعى و گنجوران دين و درهاى ورودى اسلام ماييم، به خانهها جز از درهايى كه براى آنها مقرّر شده است نتوان داخل شد، فقط دزد است كه از ديوار وارد مىشود.
«بالاترين آيات ستايشى قرآن درباره آنان است، گنجهاى خداى رحمانند. اگر لب به سخن بگشايند آنچه بگويند عين حقيقت است و اگر سكوت كنند ديگران بر آنان پيشى