زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩
حديث انذار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به امر پروردگار عالم كه فرمود: «وَ انْذِرْ عَشيرَتُكَ الْاقْرَبينَ»» دعوت علنى را از خويشان خود آغاز نمود و پس از ابلاغ رسالت، به آنها فرمود:
«فَايُّكُم يُوازِرُنى عَلى هذَا الْامْرِ عَلى انْ يَكُونَ اخى وَ وَصيّى وَ خَليفَتى فيكُمْ».
كيست از شما كه مرا در انجام اين رسالت يارى دهد تا برادر من و وصىّ و خليفه من در ميان شما باشد؟
از آن ميان، على عليه السلام برخاست و گفت: من، يا رسول الله. پيامبر صلى الله عليه و آله سخن خويش را تكرار فرمود: دوباره على عليه السلام گفت: من، يا رسولالله. آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
«هذا اخى وَ وَصيّى وَ خَليفَتى فيكُمْ» اين [على] برادر و وصىّ و خليفه من در ميان شماست. «٢» اين حديث چنانكه از نظر سند متواتر است از نظر دلالت نيز واضع و آشكار مىباشد؛ كلمه «وصىّ و خليفه» روشنترين بيان در امامت و خلافت بلافصل على عليه السلام است.
در كتابهاى معتبر و مشهور شيعه و سنّى عناوينى كه دالّ بر ولايت و امامت على بن ابىطالب عليه السلام مىباشد فراوان است. و قابل انكار نيست.
با توجّه به اين آيات و روايات مىگوييم كنار گذاشتن على عليه السلام از خلافت چيزى جز مخالفت با كتاب خدا و سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله نبود. امّا از آنجا كه «حُبُّ الشىء يُعْمى وَ يُصِمْ» حبّ جاه و مقام، اهل سقيفه را از ديدن حق محروم ساخت؛ و رادمرد تاريخ، اعلم و افضل مردم على بن ابىطالب عليه السلام را از صحنه رهبرى حذف نمود.
حاكميت منطق شرافت قومى و قبيلهاى در سقيفه بنىساعده كسى از واقعه غدير خم و ولايت على عليه السلام و شخصيّت والاى او