زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٠
اسلام را با شكستن حريم آن و گسستن ميثاق و تعهّدش، وارونه كنيد.» «١» حادثه سقيفه براى روشن شدن مطالب فوق، نقل جريان سقيفه بنىساعده و گفتگوى مهاجران و انصار حاضر در سقيفه، مفيد خواهد بود. لذا اين حادثه را از قديمىترين اسناد در حادثه، يعنى سيره ابن هشام، تاريخ يعقوبى و انسابالاشراف بلاذرى نقل مىكنيم. و سپس ماهيت سقيفه را با توجّه به منابع ديگر، ارزيابى مىنماييم.
ابن هشام مىنويسد: «وقتى كه پيامبر صلى الله عليه و آله رحلت كرد، طايفه انصار دور «سعد بن عباده» در سقيفه بنىساعده جمع شدند ... و درحالى كه بقيه مهاجرين همراه «اسيد بن حضير» و «بنى عبدالاشهل» در اطراف ابوبكر گرد آمدند. شخصى نزد ابوبكر و عمر آمد و به آنان گفت: طايفه انصار اطراف سعد را در سقيفه بنىساعده گرفتهاند اگر مىخواهيد بر مردم فرمانروايى داشته باشيد قبل از اينكه عمل آنها جدّى شود آن را بگيريد.- در اين حال (جنازه) رسول اكرم صلى الله عليه و آله را در خانه رها كرده بودند- عمر به ابوبكر گفت: «بگذار بهسوى اين برادران انصار برويم و ببينيم كه آنها چه مىكنند.» «٢» و يعقوبى در اين باره چنين مىنويسد: «روزى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا رحلت نمود انصار در سقيفه بنىساعده جمع شدند درحالى كه سعد بن عباده خزرجى رياست جلسه را بهعهده داشت. در اين حال ابوبكر و عمر و عدّهاى از مهاجرين با شتاب به مجلس وارد شدند و مردم را از «سعد» برگردانند. ابوبكر و عمر و ابو عبيده جرّاح گفتند:
رسولالله صلى الله عليه و آله از ما بود ما احقّ و اولى به اين امر هستيم. انصار گفتند: يك نفر از ما امير باشد، از شما هم يك نفر. ابوبكر گفت: «اميران از ما باشند، و وزيران از شما.» و هنگامى