زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٣
منويّات رسول خدا صلى الله عليه و آله جلوگيرى نمودند. براى تبيين مطلب به اصل جريان توجّه فرماييد.
بخارى به سند خود از عبدالله بن مسعود روايت مىكند كه ابن عباس گفت: هنگامى كه وفات پيغمبر فرا رسيد گروهى از رجال از جمله عمر بن خطاب در خانه پيغمبر حضور داشتند. پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: [قلم و كاغذى] بياوريد تا فرمانى براى شما بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد.
عمر گفت: درد بيمارى بر وى غالب شده قرآن در دسترس شماست. «١» همين كتاب خدا براى ما كافى است. در اين هنگام حضّار به گفتگو و كشمكش پرداختند. عدّهاى مىگفتند نزديكتر شويد تا پيغمبر فرمانى براى شما بنويسد كه بعد از آن هرگز گمراه نگرديد. گروهى ديگر حرف عمر را تكرار مىكردند. وقتى سخنان بيهوده و گفتگوى آنان بالا گرفت، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: برخيزيد. عبدالله بن مسعود گفت: ابن عباس مىگفت: مصيبت بزرگ اين بود كه اختلافات و مهملگويى آنان مانع از اين شد كه پيغمبر چنين فرمانى را براى ايشان بنويسد. «٢» در اين قضيه دو مطلب حايز اهمّيت است.
١- اهانت آشكار به رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ به همان كسى كه قرآن كريم فرمود: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى انْ هُوَ الَّا وَحْىٌ يُّوحى» «٣» هرگز از روى هوا و هوس سخن نمىگويد بلكه آنچه مىگويد وحى الهى است.
٢- اجتماع اعوان و انصار «عمر» در مجلس پيامبر صلى الله عليه و آله با نزاع و كشمكش مانع كتابت مىشوند و بر اصحاب مؤمن غلبه مىكنند.
متوقّف ساختن سپاه «اسامة» و جلوگيرى از صدور منشور جاويد رسولالله صلى الله عليه و آله بهخوبى قدرتمندى جبهه نفاق در روزهاى آخر حيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را تأييد مىنمايد.