زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
پاسخ منفى شنيد. «١» ٤- پيامبر صلى الله عليه و آله با اين افراد با مدارا رفتار كرد تا فرزندان و بستگان آنها كه بهنحوى در خدمت اسلام بودند از دين روگردان نشوند و جامعه نوبنياد اسلامى، مشكل درونى در مدينه پيدا نكند.
٥- برخورد آشكار پيامبر صلى الله عليه و آله با افرادى كه ظاهراً مسلمان بودند، اطمينان به مذهب جديد را ازبين مىبرد. مخصوصاً اگر نمىتوانست، راز اين برخورد را به ديگران بفهماند.
بنابراين درگيرى علنى با اين گروهها و مفتضح ساختن آنها، نه مقتضاى حكمت، و نه به صلاح جامعه نوپاى اسلامى بود.
امّا چنين نبود كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره آنها هيچ سخنى نگويد. بلكه در حدّ امكان و مصلحت جامعه اسلامى، مسلمانان را از برنامهها و توطئههاى آنها مطّلع مىساخت.
ايشان در موارد متعدّد مسلمانان را از خطر منافقان آگاه نمود؛ و از آنان برحذر داشت.
كارها و اوصاف آنها را بيان كرد و عملًا وارد صحنه شده و «مسجد ضرار» را ويران نمود.
همچنين آيات متعدد قرآن كريم درباره منافقان را به اطّلاع مردم رساند. «٢» تذكّر در پايان اين گفتار اين نكته را يادآور مىشويم كه از نظر قرآن كريم، نهجالبلاغه و كتابهاى تاريخ وجود مسلمانان مصلحتى- منافقان- از آغاز بعثت تا رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله بهعنوان يك جريان خزنده در درون صحابه محرز و قطعى مىباشد و خيانتهاى فراوانى از ناحيه آنها متوجّه اسلام گرديده است. اينان با رحلت حضرت صلى الله عليه و آله آشكار عمل مىكردند و لذا جريانى بهنام مسأله نفاق در عصر خلافت ديده نمىشود و اين