زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦
اينان به قلعههاى شما مىآيند و تا پاى جان ايستادگى مىكنند.» «١» قرآن كريم درباره اين اقدام منافقان فرمود: «الَمْ تَرَ الَى الَّذين نافَقُوا يَقُولُونَ لِاخْوانِهِم والَّذينَ كَفَرُوا مِنْ اهْلِ الْكِتابِ لَئِن اخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لا نُطيعُ فيكُمْ احَداً ابَداً وَ انْ قُوتِلتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ انَّهُمْ لَكاذِبُونَ» «٢» آيا منافقان را نديدى كه پيوسته به برادران كفّارشان از اهل كتاب مىگفتند: «هرگاه شما را (از وطن) بيرون كنند، ما هم با شما بيرون خواهيم رفت و هرگز سخن هيچ كس را درباره شما اطاعت نخواهيم كرد؛ و اگر با شما پيكار شود، ياريتان خواهيم نمود» خداوند شهادت مىدهد كه آنها دروغگويانند.
منافقان در غزوه خندق: در سال پنجم هجرى مشركان با همكارى چند تن از يهوديان بنىنضير به مدينه حمله كردند و به تعبير قرآن كريم از بالا و پايين به مدينه روآوردند. «٣» عدّهاى از مسلمانان قلوبشان به لرزه افتاد و در مورد خداوند متعال گمانهاى باطل بردند «٤» و عدّهاى از منافقين نيز وعدههاى پيامبر صلى الله عليه و آله را فريب دانستند و براى تضعيف روحيه مسلمانان تلاش كردند: «وَ اذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رسُولُهُ الَّا غُرُوراً وَ اذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا اهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَبِىَّ يقُولُونَ انَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِىَ بِعَوْرَةٍ انْ يُريدُونَ الَّا فِراراً» «٥» در آن هنگام منافقان و آنان كه در دلهايشان شك و ريب بود با يكديگر مىگفتند آن وعدها كه خدا و رسول به ما دادند، غرور و فريبى بيش نبود و در آن وقت طايفهاى از كفّار و منافقان، گفتند اى يثربيان ديگر شما را در مدينه جاى ماندن نيست بازگرديد و در آنحال گروهى از آنها براى رفتن از پيغمبر صلى الله عليه و آله اجازه خواسته، مىگفتند خانههاى ما ديوار ندارد درصورتى كه دروغ مىگفتند و مقصودشان چيزى جز فرار از جبهه جنگ نبود!