زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤
آنها را دوست دارد و آنان (نيز) او را دوست دارند. و از آن جا كه پس از هجرتِ حضرت صلى الله عليه و آله به مدينه بلافاصله حركت نفاق پديدار مىشود و نقش ايفا مىكند نشان دهنده اين حقيقت است، كه در مكّه نيز اين جريان داير بوده است. زيرا بدون مقدّمات قبلى و گذشت زمان، حركت اجتماعى آنهم به اين گستردگى ميسّر نمىگردد.» «١» بنابراين عدّهاى از منافقان در مكّه (قبل از هجرت) از روى «طمع» ايمان آوردند و عدّهاى ديگر از روى ترس و براى حفظ جان خود تظاهر به اسلام نمودند مانند ابوسفيان و امويان. امّا هر دو گروه در يك جهت تلاش كردند كه عبارت بود از تضعيف خط رسالت و امامت. دراينجا برخىاز خيانتهاى منافقان در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله را ذكر مىكنيم.
تضعيف سپاه اسلام يكى از شيطنتهاى منافقان در عصر رسالت، همكارى با سپاه كفر و تضعيف قواى نظامى پيامبر صلى الله عليه و آله با نيّت نابودى اسلام، بوده است كه نمونههايى از آن را در اينجا متذكّر مىشويم.
منافقين در جنگ احد: در جنگ احد، هنگامى كه مسلمانان به فرماندهى پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف دامنه كوه «احد» حركت مىكردند، در نيمه راه «عبداللّه بن ابىّ بن سلول» همراه عدّهاى از منافقين و اهل شك و ترديد، بازگشتند تا به خيال خود روحيّه مسلمانان را تضعيف نمايند. «٢» امّا شركت نكردن اين عناصر فاسد به نفع سپاه اسلام بود چه اينكه قرآن كريم فرمود: «لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ مازادُوكُمْ الَّا خَبالًا وَ لَاوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمْ الفِتْنَةَ وَ فيكُمْ سَمّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالمينَ» «٣» اگر آنها همراه شما (بهسوى ميدان جهاد) خارج مىشدند، جز اضطراب و ترديد، چيزى بر شما نمىافزودند؛ و به سرعت در بين شما به فتنهانگيزى (و ايجاد تفرقه و نفاق) مىپرداختند، و در ميان شما، افرادى (سست و ضعيف) هستند كه به سخنان آنها كاملًا گوش فرا مىدهند؛ و خداوند ظالمان را مىشناسد.
حوادث تلخى كه در جريان جنگ «احُدْ» رخ داد، نشان دهنده اين حقيقت بود كه