اخلاق نظامى (ج1)

اخلاق نظامى (ج1) - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٣

درس دوازدهم: نظم و انضباط نظم در لغت، به معناى رشته مرواريد، آراستن، چيزى را به چيزى پيوستن و برپاداشتن و ترتيب كار را دادن است. «١» انضباط نيز به معناى نظم و انتظام، ترتيب و درستى، نبود هرج و مرج، سامان و آراستگى است. «٢» نظم و انضباط در اصطلاح نظامى، يعنى «پيروى كامل از دستورهاى نظامى» «٣» اهميت نظم و انضباط در زندگى فردى و اجتماعى بر كسى پوشيده نيست و به گفته روان شناسان، نياز نظم و ترتيب، از نيازهاى اساسى روانى محسوب مى‌شود و ترتيب، رنگى خاص به زندگى مى‌دهد. افراد ميل دارند كه زندگى خصوصى و جمعى خود را به نظم و قاعده مشخصى درآورند. «٤» ضرورت نظم در نيروهاى نظامى‌ چنانچه از واژه نظامى برمى‌آيد، نظم و انضباط از لوازم حياتى و اساسى نيروهاى نظامى است. اگر نيروى نظامى بدون نظم و ترتيب باشد، در واقع ماهيت خويش را از دست داده و ديگر نيروى مورد اطمينانى كه فراهم كننده نظم و امنيت داخلى و خارجى كشور باشد، به حساب نمى‌آيد.