سپاه از ديدگاه مقام معظم رهبرى - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٨٨
ميدانهاى نبرد، آنچنان بىتاب و عاشق مىكرد و جوانها را مىكشاند به شوق جبهه و وقتى مىآمدند جبهه، از جبهه، دل نمىكندند.
بايد در جامعه انقلابى و حق، يك مجموعه قابل توجهى از انسانها باشد كه برايش اين زر و زيورهاى دنيوى ارزشى نداشته باشد. اگر اين مجموعه را ما داشته باشيم، پيشرفت قطعى است البته با تحمّل مشاق، اما مشاقى كه انسان بخواهد به قيمت ترقى بشريت، يك قدم بالاتر او را تحمّل بكند، با ارزش است.
آن هدفى كه بهخاطر آن حسين بن على عليه السلام به خاطر آن به شهادت مىرسد. مگر امام حسين عليه السلام نمىتوانست در خانه خودش بنشيند؟
به هر حال حاصل كلام اين است كه سپاه بايستى همان پايه مستحكم باشد و سپاه بايستى به عُلُوّ معنوى و به پايهگذار تكامل بشريت، دل خوش دارد و در اين راه بايد حركت بكند و دنبال اين هدف بايد برود ما ديگر مثل سپاه و مثل اين مجموعه را نداريم، نه اينكه در زمان حاضر، بلكه در تاريخمان هم نداريم.
وقتى مىگويند «من و شما در تلاشهايمان نبايد خودمان را محور قرار بدهيم» بدين معناست كه اين قضيه مستقيم به «وصول ما به هدفهاى الهى» ارتباط دارد. لذا اگر اين قضيه در خلوت، در تأملات نفسانى قدرى فكر كنيد، هر جا خاطره خوش پيروزى وجود دارد، اين چيزهاست و هر خاطره تلخ و گزنده ناكامى باشد، اعم از شكست و عدم فتح يا دادن تلفات زياد، هر چه هست، آنجايى است كه پاى يكى يا بيشتر از اين چيزها لنگيده است كه اگر كاوش كنيد، پيدا خواهيد كرد. «١»