سپاه از ديدگاه مقام معظم رهبرى - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٥٨
اين امر مهمّى است.
بخش ديگر اين است كه چون نمايندگى رهبرى در نيروهاى مسلّح، نمايندگى فرماندهى است و در حقيقت چون رهبر فرمانده هم است و جريان ويژهاى ميان نيروهاى مسلّح و فرماندهى كل آن نيروها برقرار مىباشد، بنابراين مىتواند به حيث ارتباط با فرماندهى، مأموريتهايى را به حسب اقتضاى شرايط- غير از آن مأموريت اصلى- داشته باشد. مثلًا در مواردى ممكن است فرماندهى كل مصلحت بداند ارتباط حفاظتها يا مواردى از اين قبيل را- كه مربوط به فرماندهى كل است- به دفتر و حوزه نمايندگى بدهد. ليكن اينها وظايف طبيعى و عادّى نيست. بلكه وظايف فوقالعاده و ويژه است كه در درجه دوّم اهميت قرار دارد. آنچه كه در درجه اوّل اهميت قرار دارد، مسؤوليت اوّلى است كه همان مأموريت عادى اين حوزه نمايندگى را تشكيل مىدهد.
اصولًا فرمانده سپاه و حوزه نمايندگى موازى نيستند، اگر چه موظف و مأمور به همكارى و كمك و تأييد او مىباشد. دستگاه نمايندگى به هيچ وجه نبايد به عنوان يك جريان معارض يا مزاحم و اخلالكننده در امر فرماندهى به شمار آيد. اين واقعاً يك ملاك است. اگر در واحد نظامى، فرماندهى اختلال پيدا كرد و دچار تزلزل شد، هيچ اميدى به آن مجموعه نظامى نيست.
اصولًا يگان نظامى، غير از يك عده افراد است. لشكر به معناى عامش- يعنى يك مجموعه نظامى- معنايى غير از معناى صد نفر، پانصد نفر يا دو هزار نفر دارد؛ زيرا ممكن است دو هزار نفر باشند، امّا يك لشكر نباشند چون ماهيت لشكر به چند چيز ديگر- غير از افراد- نيز قوام