آمريكا از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ٣٠١
چراها و چراها، هيچ گاه آن طرفش را در نظر نمىگيرند كه ما چه دريافت كردهايم. و البته اين را ما و همه مىدانيم كه چقدر از ما كشته و معلول و مصدوم شدند ولى ما ابتدا به جنگ نكرديم. اگر آقايان مىگويند كه چرا شما با آمريكا در افتاديد كه اين جنگ واقع شود، كه ما هم از اول مىدانستيم كه در افتادن با آمريكا و همه قدرتها اين توابع را دارد، ولى اين اشكالى است كه اين آقايان بايد به خود پيغمبر بكنند كه چرا با ابوسفيان در افتاديد تا عمويت وافراد بزرگى از اسلام كشته شوند و مىبايست تسليم مىشدى و در گوشه خانهات مىنشستى. و در اين صورت به امير المؤمنين هم اين اشكال وارد است كه همه گفتند بگذار معاويه و اشعث در حكومت شام باقى باشد و همين مطلب اسباب اين شد كه اشخاصى مثل عمار و چندين هزار جمعيت كشته شوند. و با اين تفكر، اشكال به حضرت سيد الشهدا هم وارد است كه چرا از مدينه آرام برخاست و با يك جمعيت كم به راه افتاد و در مقابل يك حكومت جبار ايستاد. پس اگر بنا باشد همه اينها و همه انبيا در تاريخ اشتباه كرده باشند و مىبايست با منطق اين آقايان با قلدرها بسازند، ما هم اشتباه كردهايم و به آن اعتراف مىكنيم و اگر مسأله اين نيست بلكه مسأله، مسأله انسانيت و ارزشهاى انسانى است، مسأله جلوگيرى از اين جناياتى است كه قلدرها به بشريت و انسانيت مىكنند، مسأله تباهى افراد ارزشمند است، پس ما نمىتوانستيم داخل خانه نشسته باشيم و آمريكا هم بيايد در داخل اين كشور حكمفرمائىكند و همه دست به سينه در برابر آمريكا بايستند و چاپلوسى كنند تا اينكه نان و اسلحه به آنها بدهد و يا اينكه مهماتى را در اينجا انبار كند كه هر وقت جنگى واقع شد براى خودش استفاده كند و براى خودش پايگاه بسازد كه خداوند