آمريكا از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ٢٢
كافى بود كه آمريكا يا شوروى يك تشر بزنند، با همان يك تشر مسأله ختم مىشد، يا مثلًا در آنوقتى كه انگلستان قدرتش زيادتر بود از ديگران، يك كشتى را بياورند در اين آبهاى نزديك ايران، يك كشتى را كه آوردند اينجا، ديگر نه مجلسش مىتوانست حرفى بزند و نه دولتش و هر چه آنها مىخواستند، تحميل مىكردند. اين مطلب هم در ايران شكسته شد، اين معنا كه يكى برود در سفارت آمريكا و يك تعرضى بكند به سفارت آمريكا، در سابق و در زمان رژيم سابق، جزء تخيلات و شعرها بهنظر مىآمد، چطور امكان دارد كه ملتى كه هيچى ندارد، جوانهايى كه دستشان چيزى نيست بروند و سفارت آمريكا را يك تعرضى به آن بكنند، يك سنگى حتى بيندازند، اگر يك همچو چيزى بشود اصلًا ملت و دولت ايران به باد فنا خواهد رفت. اينها چيزهايى بود كه با شيطنت و تبليغات تو مغز مردم كرده بودند و مردم را از آن قدرت ملى و انسانى و اسلامى كه داشتند غافل كرده بودند. ما ديديم كه جوانهاى ما بهواسطه آنهمه ناراحتىهايى كه ملت ما از اين قدرت فاسد كشيده بود عكسالعمل نشان دادند و رفتند و ريختند و آن اعضاى آنجا را گرفتند و اينها و هيچ آسمان به زمين نيامد. ويژگى اين عمل، اين بود كه اين قدرت آمريكا و اين ارعابى كه كرده بودند اينها كه اگر چنانچه يك تعرضى بشود، به ديوار سفارت آمريكا كسى يك خطى بكشد چهها خواهد شد، اين از بين رفت. «١» ط- عنايت الهى به ملت ايران خداى تبارك و تعالى بر همه ما، بر همه ملت ما و بر مسلمين منت