آمريكا از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١٥١
٤- حذف خوى استكبارى و سلطهطلبى اگر پياده شد آقاى كارتر از آن عرشى كه دارد آمد روى زمين نشست با ما زميننشينها تفاهم كرد، ما هم با او تفاهم مىكنيم و به استثناى اينكه- بايد- آن ظلمهايى كه به ما كرده است بايد جبران بكند. با ملت آمريكا كه هيچ چيز نداريم، هيچ اختلافى نيست بين ملتها با هم- با دولتهايشان- دولتى كه بعد پيش مىآيد، تفاهم كند با ما، اينطور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم و شما در كوخ نشستيد و كاخنشين با كوخ نشين بايد ارباب و رعيت باشد.- اين- اگر اين كلمه را بردارند و ما را همانطور كه هستيم بفهمند، ادراك كنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه نداشته باشيم؟ با دولت آمريكا هم رابطه پيدا مىكنيم، با همه جا و اما اگر وضع اينطور باشد، ما مىخواهيم چه كنيم كه پيشقدم بشويم براى اينكه نوكرى كنيم؟! پيشقدم بشويم براى اينكه هم نوكرى كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم؟! آنوقت نوكر كه مىگرفتند يك اجرتى به او مىدادند، اينها نوكر مىگيرند و همه چيزش را هم مىگيرند، ما مىخواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم. «١» ما تا آخر ايستادهايم و با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد، مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد و از آن طرف دنيا نيايد در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خليج فارس دراز كند. مادامى كه آمريكا اينطور است و آفريقاى جنوبى «٢» آنطور عمل مىكند و اسرائيل هست، ما با آنها نمىتوانيم زندگى بكنيم. «٣»