آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩١
قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران شيوه احراز مقام رهبرى را در اصول پنجم و ١٠٧ با الهام از رهنمودهاى ائمه معصومين عليهم السلام بيان كرده است. در اصل پنجم چنين آمده است:
«در زمان غيبت حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه در جمهورى اسلامى ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوا آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است.» امام خمينى قدس سره با محبوبيتى كه در دل امّت مسلمان ايران داشتند، مردم در رفراندمها و راهپيماييهاى متعدد، ايشان را به عنوان رهبر و پيشواى خود برگزيدند و تا آخر حيات پر بركت ايشان اوامر و دستورهايشان را به جان خريدند، امّا معلوم نبود كه اين شيوه انتخاب بتواند بعد از امام نيز دوام پيدا كند. از اينرو در قانون اساسى مقرر شد:
«پس از مرجع عاليقدر تقليد و رهبر كبير انقلاب جهانى اسلام و بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران حضرت آية الله العظمى امام خمينى «قدس سره الشريف» كه از طرف اكثريّت قاطع مردم به مرجعيت و رهبرى شناخته و پذيرفته شدند، تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبرى درباره همه فقهاء واجد شرايط مذكور در اصول پنجم و يكصد و نهم، بررسى و مشورت مىكنند هر گاه يكى از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهى يا مسائل سياسى و اجتماعى يا داراى مقبوليّت عامه يا واجد برجستگى خاص در يكى از صفات مذكور در اصل يكصد و نهم تشخيص دهند او را به رهبرى انتخاب مىكنند و در غير اين صورت يكى از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفى مىنمايند. رهبر منتخب خبرگان، ولايت امر و همه مسؤوليت هاى ناشى از آن را بر عهده خواهد داشت.» «١» ٣- بركنارى رهبر دوران زعامت ولى فقيه هر چند محدود به زمان معينى نيست، ولى ممكن است رهبر، در شرايطى از انجام وظايف باز بماند و يا فاقد همه يا برخى از شرايط رهبرى