آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨١
درس هفتم: اصول كلى نظام جمهورى اسلامى ايران (٢)
حاكميت و قواى حاكم در جمهورى اسلامى حاكميت عبارت است از قدرت عالى و داراى صلاحيت براى اتخاذ تصميم نهايى، قدرتى كه در رأس همه نهادها قرار گرفته و هيچ قدرتى فوق آن نيست. صاحب حاكميت حق صدور امر و نهى و اجبار را دارد و از جهت بين المللى حاكميت يعنى آن چنان قدرت سياسى كه تابع هيچ قدرت ديگرى كه به آن دستور بدهد يا جاى آن تصميم بگيرد، نيست. «١» اسلام حاكميت را از آن خداوند مىداند. كه به هيچ كس تفويض نمىشود. ولى هميشه در جامعه بشرى پاكترين و با صلاحيتترين انسانها: پيامبر، امام و ولى فقيه موظف است امامت جامعه را بعهده گرفته و اراده خداوند را كه از طريق وحى ابلاغ مىشود اجرا كند. اين رهبرى براى استمرار امامت خود كه متضمن اجراى دقيق احكام الهى است قهراً اختيارات ويژهاى نيز خواهد داشت كه طبعاً ناقض اصول احكام الهى نخواهد بود. در مقابل عدهاى ديگر با اين ادّعا كه منشأ حاكميت را مربوط به درون جامعه و آن را متعلق به عموم مردم دانسته و اراده ملت را بالاترين قدرتها مىدانند سرنوشت جامعه را به احزاب سياسى مىسپرند كه هر يك بتوسط قطبهاى قدرت و ثروت بوجود آمده و در نهايت بطور مستمر افكار عمومى را در جهت دلخواه خود شكل مىدهند.
تعيين رهبرى تعيين رهبرى از طريق خبرگان منتخب مردم در زمان غيبت كبرى، يكى از ويژگيهاى