آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
گاه قدرت تصميمگيرى در دست يك نفر باشد، به آن «مونوكراسى» يا «يك تن سالارى» گفته مىشود و اگر هيچ نهادى نتواند بر اعمال وى نظارت كند «ديكتاتورى» است.
ب- در برابر حكومت فردى (مانند حكومت سلطنتى) و حكومتهاى مدعى مردمى بودن (مانند حكومتهاى دمكراتيك) نوع ديگرى از حكومت وجود دارد كه آنرا بايد حكومت يكى از لايههاى اجتماعى يا گروهى اندك بر سايرين دانست و نام سياسى آن «اليگارشى» است. انتخاب اين لايه حاكم اگر بر اساس فضيلتهاى گوناگون باشد آن را «اريستوكراسى» يا حكومت «شايستگان» مىنامند.) oligarchia (در زبان يونانى به معناى «گروه اندك» است در برابر «فرد» و «همه». پس در حقيقت اسم عام اين نوع حكومت «اليگارشى» است و اريستوكراسى يكى از انواع آن است. نظر طرفداران اين نوع حكومت در خصوص فرمانروايان متفاوت است. برخى، فلاسفه، بعضى، بازرگانان و سرمايهداران و جمعى نيز فرماندهان نظامى را لايق حكومت دانستهاند، عدهاى، حكومتهاى كمونيستى، حكومتهاى حزبى و گروههاى ممتاز در جامعه را از نوع حكومتهاى «اريستوكراسى» يا «اوليگارشى» برشمردهاند.
ج- حكومتهاى جمهورى كه حكومت مردم سالار، حكومت مردم بر مردم، يا همه سالارى نيز لقب گرفتهاند. مدعاى اين نوع حكومت آن است كه مردم بطور مستقيم يا توسط نمايندگان خود در اداره كشور و اعمال حاكميت نقش داشته باشند. چنين حكومتى در عمل به دليل وجود اعتقادات و گرايشهاى متعدد، احزاب سياسى، دستهها و منافع صنفى، نقش اساسى تبليغات و گروههاى فشار، قابل اجرا نيست و در نتيجه حكومت در دست همان طبقاتى قرار مىگيرد كه به شكلى بتوانند اكثريت را ولو موقتاً بسوى خود جذب كنند و در حقيقت امر همان حكومت فردى يا اليگارشى تحقق مىيابد و واقعيت مساله در كشورهاى مدعى دمكراسى در جهان فعلى بر خلاف تبليغات آنان، حكومت گروهى اندك است كه امكانات تبليغاتى و اقتصادى را در دست دارند.
٢- نوع ديگرى كه از همه تقسيمات سه گانه بالا متمايز است، نظريه الهى قدرت و حكومت است و امروز تنها حكومت اسلامى ايران در اين تقسيمبندى جاى مىگيرد.