آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
آفريدگار حكيم نيست كه بندگان را به خود واگذارد و براى آنها در امرى كه گريزى از آن ندارند و بدون آن نمىتوانند پايدار بمانند كسى را تعيين نكند.
امام خمينى- قدس سره- حكومت را در دوران غيبت- از آنِ فقها و بلكه فرض بر آنها دانسته مىفرمايد:
لازم است فقهاء اجتماعاً يا انفراداً براى اجراى حدود و حفظ ثغور و نظام، حكومت شرعى تشكيل دهند. اين امر اگر براى كسى امكان داشته باشد واجب عينى است و گرنه واجب كفايى است. در صورتى هم كه ممكن نباشد ولايت ساقط نمىشود؛ زيرا از جانب خداوند منصوبند. «١» شكل حكومتها اقوام و ملتهاى مختلف بر اساس افكار و عقايد خود، به تأسيس دولتهايى مختلف براى نيل به اهداف مورد نظر دست زدهاند. حكومتها از نظر شكل حكومتى به دو شكل بشرى و الهى تقسيم مىشوند.
١- حكومتهاى بشرى به طور عمده بر سه قسمند:
الف- حكومت سلطنتى كه در رأس آن فردى به عنوان شاه يا ملكه بطور موروثى به سلطنت مىرسد و بدون آنكه مسؤوليت قانونى نسبت به اعمال خود داشته باشد، اختيارات محدود يا نامحدودى را در اداره امور كشور دارد. در نظام سلطنتى، وارث تاج و تخت داراى امتيازات قانونى و نسبت به ملت از مقام ممتازى برخوردار است و به عنوان سمبل وحدت ملى شناخته مىشود. انتخاب شاه يا ملكه بجز در موارد معدودى بطور موروثى و با رعايت تشريفات سنتى است.
در تاريخ سياسى جهان گونههاى متفاوتى از حكومت سلطنتى به اجرا در آمده است.
اين نوع حكومت، خود تقسيماتى از قبيل استبدادى و مشروطه دارد كه به ميزان اختيارات و نفوذ شاه، دخالت مردم در انتخابات و قدرت منتخبان مردم بستگى دارد. هر