آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
وعاظ را احضار نمود و آنان را ملزم كرد كه در سخنرانيهاى خود، عليه شاه و اسرائيل سخنى ابراز نكنند و نگويند كه اسلام در خطر است.
امام خمينى پس از اطلاع از اين جريان اعلاميههايى صادر نمود و محدوديتهاى ساواك را غيرقانونى و التزامگيرندگان را مجرم دانستند. خود ايشان نيز با همه توصيهها و تهديدهايى كه مىشداز تصميم خود مبنى بر سخنرانى در عصر عاشورا منصرف نشدند. با اين سخنرانى آتشين و حماسهآفرين، امام بطور رسمى در مقابل شاه قرار گرفت و به بتشكنى پرداخت و به مبارزه در جهت واژگون كردن رژيم سلطنتى و تاج و تخت شاهنشاهى، تحرّكى نو داد.
رهبر انقلاب با بهرهگيرى از ايام عاشوراى حسينى، در نطق آتشين خود حكومت پهلوى را با دودمان بنىاميه وبنىعباس مقايسه نمود و نسبت به همسويى شاه بااسرائيل هشدار داد و تهديد نمود كه در صورت ادامه مخالفتهاى شاه با اسلام و ملت، او را از مملكت بيرون خواهند كرد:
اى جناب شاه! من به تو نصيحت مىكنم ... اين قدر با ملت بازى نكن. اين قدر با روحانيت مخالفت نكن ... يك قدرى عبرت ببر. عبرت از پدرت ببر! ... آقاى شاه نفهميده مىرود بالاى آنجا مىگويد تساوى حقوق زن و مرد. آقا اين را به تو تزريق كردند كه بگويند بهايى هستى كه من بگويم كافر است. بيرونت كنند. نكن اينطور. بدبخت نكن اين طور! «١» اين سخنرانى ساده كه عبارات و كلمات آن براى همه قابل فهم بود با خطابى كه بطور مستقيم به شاه داشت او را شكست و خوار كرد و ترس و وحشتى كه همواره در بين توده مردم از شاه و دستگاه امنيتى وى وجود داشت تا حد بسيارى از بين برد و به ملت شهامت داد كه قهرمانانه بپاخيزند و به وظايف خود عمل كنند.
شاه نيز كه دريافته بود اين شخصيت تزلزلناپذير است و اساس سلطنت را مورد تهديد قرار داده و از راه تهديد و تطميع نمىتوان او را از راهى كه پيش گرفته بازداشت، راه خشونت را انتخاب كرد. به همين جهت ابتدا تعدادى از روحانيون مبارز و پيروان ايشان را بازداشت كردند. سپس در نيمه شب پانزده خرداد، پس از يورش به منزل امام ايشان را دستگير و شبانه به تهران بردند.