فرهنگ موضوعى احاديث امام مهدى - کورانی عاملی، علی - الصفحة ٩٨٠
صاحب نامه هيچ امامت واجب ، اطاعت و هيچ عهدى بر [ گردن ] آنكه به دو نوشته ، تو و هيچ يك از خلق ندارد ، و سخنى برايتان خواهم گفت كه بدان بسنده كنيد ، ان شاء الله تعالي .
اى فلان ! خدايت رحمت كند ، همانا خداوند تعالى خلق را بيهوده نيافريده و به عبث وانگذارده ، بلكه به قدرت خود خلق كرده و براى آنان گوش ، چشم ، دل و خرد قرار داده است ، آنگاه پيامبران ( : ) را به بشارت و هشدار به سوى آنها ارسال نموده تا به فرمانبرى از او فرمانشان دهند و از سرپيچى نهى كنند ، و آنان را از امر خالق و دينشان كه نميدانستند آگاه گردانند . او كتابى بر آنان فرو فرستاد و نيز فرشتگانى كه فضيلت خداداد ايشان ، دلائل آشكار ، براهين واضح و آيات غالب را ميان ايشان و كسانى كه به سويشان مبعوث شدهاند بياورند . پس براى برخى از آنها آتش را سرد و ايمن نمود و او را خليل خود قرار داد ، با برخى سخن گفت و عصايش را اژدهايى آشكار قرار داد ، بعضى به اذن خدا مردگان را زنده كرد و كور مادر زاد و پيس را شفا بخشيد ، برخى را هم سخن پرندگان آموخت و از هر چيزى
داده شد .
سپس محمد ( ٦ ) را رحمت بر جهانيان مبعوث كرد ، به دو نعمت خويش را به پايان رسانيد و پيامبرانش ( : ) را خاتمه داد ، او را به سوى تمامى مردم فرستاد ، صدق او را آشكار نمود و نشانهها و علامات او را واضح گرداند ، آنگاه او را ستوده ، از دست رفته و با سعادت از دنيا برد ، و امر [ جانشيني ] را پس از او به برادر ، پسر عمو ، وصى و وارثش على بن ابى طالب ( ٧ ) سپرد و پس از ايشان نيز به جانشينان از فرزندانش يك به يك . به وسيلهى آنان دينش را احيا كرد و نور خود را تمام ساخت . او ميان آنان با برادران ، عمو زادگان و نزديكان به ترتيب - يعنى صاحبان رحِم - فرقى روشن قرار داد كه بدان حجت از محجوج [ كسى كه ديگرى بر او حجت باشد ] و امام از مأموم شناخته ميشود ، آن فرق اين است كه آنان را از گناهان معصوم ، از عيبها مبرّا ، از آلودگى مطهّر و از شبهه منزّه داشت ، آنها را خزانهداران دانش ، وديعهگاه حكمت و جايگاه سرّ خويش قرار داد ، و با براهين تأييد فرمود ، و اگر چنين نبود مردمان مساوى ميبودند و هر كسى مدعى امر خداى عزوجل ميشد ، و حق از باطل و عالم از جاهل شناخته نميشد .